اقامه مجلس عزا بر خاندان اهل بيت(عليهم السلام)
علاقه مرحوم ميرزا(قدس سره) به مجلس روضه
معروف بود كه وقتى فقيه اهل بيت، ميرزاى تبريزى (قدس سره)در مجلس روضه حاضر مى شدند به شدت گريه مى كردند; به طورى كه تأثير عجيبى بر حاضرين در آن مجلس مى گذاشت و طلاب، به خصوص طلاب جوان غرق در چهره نورانى اين فقيه مى شدند كه چگونه در مصائب اهل بيت(عليهم السلام) همچون ابر بهارى اشك مى ريزند. مرحوم ميرزا(قدس سره)هميشه به فرزند خود مى فرمودند: به منبرى ها بگوييد بيشتر روضه بخوانند. ايشان عاشق روضه اهل بيت(عليهم السلام)بودند و با كمال تواضع با آن دستمال سياهى كه وصيت كرده بود در قبر همراهشان دفن شود، اشك هاى خود را پاك مى كردند و با آن حالت ملكوتى، فانى در حب اهل بيت(عليهم السلام) مى شدند و در مظلوميت آنان به شدت اشك مى ريختند و علاوه بر آنكه خود گريه شديد مى كردند توجه داشتند كه حاضرين هم حالت بكاء به خود بگيرند و اگر مشاهده مى كردند كسى بى تفاوت نشسته است يا خود تذكر مى دادند يا به ديگران اشاره مى كردند كه تذكر دهيد و دوست داشتند مجلس روضه به طول انجامد و هر پنج شنبه صبح ها مجلس عزا در دفتر اقامه مى كردند و خود عاشقانه در آن شركت مى كردند و به مقام والاى اهل بيت(عليهم السلام) عرض ادب داشتند.
حزن در مصائب اهل بيت(عليهم السلام)
ميرزاى تبريزى(عليهم السلام) و عنايت خاص به روضه
معروف بود كه فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره) در مجلس روضه، بى تاب مى شدند و به شدت گريه مى كردند. طلاب جوان با مشاهده گريه شديد مرحوم ميرزا(قدس سره)سخت تحت تأثير قرار مى گرفتند و ايشان هميشه به افراد مى فرمودند: به منبرى ها بگوييد زياد روضه بخوانند و گاهى خود تذكر مى دادند كه ذكر اهل بيت(عليهم السلام)در مجالس زياد شود.
ايشان عاشق روضه خواندن بر اهل بيت(عليهم السلام) بودند و با كمال تواضع با آن دستمال سياهى كه وصيت كرده بودند در قبر همراهشان دفن شود، اشك هاى خود را پاك مى كرد. ايشان با آن حالت ملكوتى، در مجلس روضه حاضر مى شدند و فانى در حب اهل بيت(عليهم السلام) مى گرديدند و هر كسى ايشان را مشاهده مى كرد، تحت تأثير سيماى ملكوتى وى قرار مى گرفت و نورانيت خاصى در چهره مباركشان نمايان مى شد. ايشان نسبت به عزادارى و حفظ شعائر دائماً توصيه مى كردند و به جوانان مى گفتند: به حبل متين اهل بيت(عليهم السلام) چنگ بزنيد كه «سفينة النجاة» هستند. هركس در خصوص شعائر و معتقدات مسلم شبهه اى القاء مى كرد پاسخگوى
او مى شدند و اجازه نمى دادند كسى به خود جرأت دهد حرف هاى شبهه ناك بزند و معتقدات را زير سؤال ببرد.