درس هاى برگرفته از سازندگى ميرزاى تبريزى(قدس سره)

من مانند ساير مردم هستم

زندگى مرحوم ميرزا(قدس سره) همانند ساير مردم

در زمان بمباران كشور عزيزمان ايران به واسطه استكبار جهانى، و هدف قرار گرفتن شهر علم و اجتهاد، قم مقدسه، ميرزاى تبريزى (قدس سره)از قم خارج نشدند و در روزهاى بمباران در شهر باقى ماندند. مسئولين شهر بعد از اطلاع يافتن از ماندن مرحوم ميرزا (قدس سره)در قم و خارج نشدن از شهر، توسط يكى از مسئولين محترم كشور سنگر انفرادى اى براى بيت مرحوم ميرزا (قدس سره)فرستادند تا ضمن قرار دادن آن در منزلشان، در مواقع ضرورى از آن استفاده شود. مرحوم ميرزا (قدس سره)فرمودند: «از مسئولين تشكر كنيد و بگوييد حال من مانند ساير مردم است. من نمى توانم قبول كنم! ]در حالى كه مردم جهت امان، سرپناه ندارند[ اگر اين امكان براى همه مردم مهيا شد، ان شاءاللّه براى ما هم خير مى شود. فعلاً از قبول سنگر انفرادى معذوريم.» مرحوم ميرزا (قدس سره)در اين موارد بسيار حساس بودند و مى گفتند: «اگر مردم برايشان امكانات حاصل شد، من هم قبول مى كنم.» اين خبر حاكى از روح بلند آن فقيه راحل است كه هميشه مى خواست مانند مردم عادى زندگى كند و تا آخرين لحظات عمر خود مانند يك طلبه عادى زندگى كرد و اگر به زندگى شخصى او نظر مى شد با زمان طلبگى هيچ تفاوتى نكرده بود; ايشان با صرفه جويى

و در كمال زهد زندگى مى كرد و از تشريفات به دور بود و سعى مى كرد مانند طلبه اى كه از زندگى عادى برخوردار است، زندگى كند.

تواضع، فروتنى و قضاى حوائج مردم

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و قضاء حوائج

اين واقعه را يكى از شاگردان مرحوم ميرزاى تبريزى(قدس سره) نقل مى كند كه از ابتداى واقعه تا نتايج آن مطلع بوده است:

بر شخصى اختلافى حاصل شد و طبق گفته طرفين، خيلى ها واسطه شدند تا بتوانند مشكل را حل كنند، وليكن مشكل حل نشد. ميرزاى تبريزى (قدس سره) از اين اختلاف مطلع شدند.

يك روز ظهر كه هوا بسيار گرم بود، ايشان از خانه خارج شدند. اهل خانه تعجب كردند كه مرحوم ميرزا (قدس سره) در اين گرما كجا مى روند. مرحوم (قدس سره)فرمودند: «جهت اداى وظيفه مى روم!» فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره) گفتند: «آقا! هوا گرم است، شما را مى رسانم.» ايشان فرمود: «لازم نيست، من پياده مى روم.» كاملاً مشخص بود كه مرحوم ميرزا (قدس سره)مى خواستند خود به تنهايى كار را انجام دهند تا كسى مطلع نشود; از اين رو پاى پياده به طرف مقصد خود حركت كردند. مرحوم ميرزا (قدس سره)به درب خانه مورد نظر رسيده و بعد از دق الباب، صاحب خانه در را باز مى كند و هنگام ديدن ميرزا (قدس سره)(در آن وقت) سخت متحيّر مى شود. مى گويند: «آقا! شما چرا اين وقت روز زحمت كشيديد; امرى باشد!» مرحوم ميرزا (قدس سره) ضمن لبخندى مى گويند: «آمده ام زحمت دهم و خواهشى دارم، آمده ام كه اگر مرا

قابل بدانيد جهت رفع مشكل موجود اقدامى انجام دهم; ان شاء اللّه مورد قبول شما باشد، و در نهايت طرفين با مشاهده اين بزرگوارى و حركت پدرانه مرحوم ميرزا (قدس سره) به حل مسئله راضى مى شوند و اين مشكل به واسطه بزرگوارى، تواضع و فروتنى مرحوم ميرزا (قدس سره) حل مى شود.

اين حركت مرحوم ميرزا (قدس سره) تأثير عجيبى بر نفوس طرفين گذاشت و مى گفتند: ما هيچ گاه بزرگوارى آقا را فراموش نمى كنيم. او پدرى مهربان و دلسوز بود، خدا رحمتش كند در آن گرماى ظهر پياده و به صورتى آمده بودند كه كسى از مطلب مطلع نشود و اين سرّ باقى بماند; ايشان با آن لبخند مليحانه مشكل لا ينحلّى كه سال ها خانواده را رنج مى داد با يك حركت حساب شده و معنوى حل كرده و با اين كار رضايت يا خشنودى خدا و خلق خدا را براى خود خريدار شدند، ايشان شخصيتى بى نظير بود، يادش گرامى باد.

بايد براى خدا حركت كرد

اخلاص مرحوم ميرزا(قدس سره)

فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) در هر حركتى، فقط خدا را مدّ نظر داشتند و بارها مى فرمودند: من قلم را كه به دست مى گيرم براى خدا مى نويسم و امر را به خود خداى متعال وا مى گذارم. من هيچ گاه قلم بر كاغذ نگذاشتم، مگر رضايت خدا مدّ نظرم بود و از آن نمونه مى توان به موضع گيرى مرحوم ميرزا(قدس سره) در جواب بعضى استفتائات اشاره كرد كه هرچند ممكن بود ضرر دنيوى برايشان داشته باشد ليكن صريح جواب مى دادند; براى خدا قلم را بر روى كاغذ به حركت در مى آوردند و آنچه را كه رضايت ايزد منان و اهل بيت(عليهم السلام)بود، مكتوب مى كردند. در شوراى استفتاء مى فرمودند: من وظيفه دارم كه آنچه به واسطه كسب علم بدان رسيده ام، بيان كنم و ان شاء الله خود خدا و اهل بيت(عليهم السلام)عنايت خواهند كرد و من فقط طالب رضايت خداوند متعال و اهل بيت(عليهم السلام) هستم. ايشان وقتى بر كرسى درس يا در منزل مشغول مطالعه بودند و يا در شوراى استفتاء به سر مى بردند و يا در حال حلّ مشكل مردم بودند، اصلاً به اينكه چه خواهد شد، توجهى نداشتند و فقط مى فرمود: بايد گام را براى خدا برداشت و كارى كرد كه قلب امام زمان(عليه السلام)شاد باشد. ايشان به معناى واقعى تارك دنيا بودند و تا توان داشتند خالصانه كار مى كردند و مصداق بارز اخلاص به درگاه خداوند بودند.

استفاده از وسائل متعارف

استفاده مرحوم ميرزا(قدس سره) از وسائل متعارف

فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) با احتياطى كه داشتند، در استفاده از وسايل بسيار دقت مى كردند، و روش زندگى ايشان به نحوى بود كه هر كس مشاهده مى كرد تحت تأثير قرار مى گرفت. وضعيت زندگى شان به نحوى بود كه زمان مرجعيتشان با زمان قبل از آن فرقى نكرد و با همان حالت ساده زندگى مى كردند.

فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره) مى گويد: «ما يحتاج آقا معمولاً به عنوان سوغات و هدايا تأمين مى شد ويا توسط سفرى كه من داشتم يا افرادى كه از خارج به ديدار ايشان مى آمدند، تأمين مى گرديد. زندگى ايشان به گونه اى بود كه حتى براى درس (قبل از عارض شدن بيمارى) مانند ساير طلاب پياده مى رفتند، از خانه تا مسجد اعظم پياده حركت مى كردند و حاضر نمى شدند كسى پشت سر ايشان راه برود تا خداى ناكرده احساس شود ايشان براى خود حاشيه درست كرده است. تمام زحمات را متحمل مى شد تا طلاب با ديدن ايشان دلگرم باشند و احساس كنند پدرى دارند كه همانند آنها زندگى مى كند، (اما اواخر عمر به دليل بيمارى، ميرزا(قدس سره)مجبور شدند با ماشين به درس تشريف ببرند; زيرا مرحوم ميرزا (قدس سره)به سرعت سرما مى خورد و سرما خوردن براى ايشان بسيار خطرناك بود) و حتى

ايشان حاضر نبود با ماشينى كه عده اى از مقلدين خارج از كشور تهيه كرده بودند، بر سر جلسه درس حاضر شود; بلكه با ماشين قديمى خود رفته و گاهى اگر طلبه اى را در راه مى ديدند، سوار مى كردند و با خود به جلسه درس مى آوردند يا از جلسه درس به جايى كه در مسير خود قرار داشت، مى رساندند و بسيار پدرانه و با تمام وجود ابراز محبت مى كردند و بارها در كلاس درس، طلاب را «عزيزم» خطاب مى كردند. ايشان خيمه اى بود براى كل طلاب; به طورى كه با رحلت ايشان خلاء وجودى اش نمايان شد وطلاب فاضلى كه از محضر ايشان استفاده مى بردند، ضربه بزرگى احساس كردند. بارها و بارها اين جمله از زبان شاگردها شنيده مى شود كه واقعاً حوزه يتيم شد. ايشان فقيهى بودند كه هر آنچه از او سؤال مى شد، فوراً جواب مى دادند و اين حالت ميرزا در كمتر فقيهى مشاهده شده است. چنان مطلب را موشكافى مى كرد كه جاى سؤال باقى نمى گذاشت، هر جمله اى را كه مى فرمودند پر از مطالب مفيد و پر محتوا بود و آن گونه شاگردان را آماده مى كرد كه خود شاگرد احساس آرامش نموده و رغبت بيشترى به درس پيدا مى كرد. يادش گرامى و روحش شاد باد.

ساده زيستى

ساده زيستى فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره)

فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) بسيار ساده زندگى مى كردند; به طورى كه هر كس به اتاق شخصى مرحوم وارد مى شد، سادگى اين زندگى را به وضوح لمس مى كرد. ايشان با يك رختخواب ساده و با امكانات بسيار محدود، تعدادى كتاب و امكانات اوليه ساده، روز و شب خود را مى گذراندند. وقتى بعضى از مقلدين مرحوم ميرزا (قدس سره)زندگى ايشان را مى ديدند، سعى مى كردند برايشان چيزهاى فاخر; از جمله رختخواب خوب، ملحفه عالى و وسايل راحتى تهيه كنند، اما وقتى هدايا مى رسيد، مرحوم ميرزا (قدس سره)يا آن را مى فروختند و وسايل مورد احتياج را تهيه مى كردند ويا اينكه آن را متبرك كرده و به بعضى اشخاصى كه به ديدارشان مى آمدند، هديه مى دادند.

ايشان به وسايل دنيا اصلاً اعتنا نمى كردند و به وسايل ساده خود بيشتر علاقه داشتند. فرزند ايشان مى گويد: روزى يكى از مقلدين ايشان در عربستان توسط يكى از مشايخ عربستان يك دست رختخواب و ملحفه و . . . بسيار عالى و با ارزش فرستاد و از او خواست كه به آقا (قدس سره)بگويد شخصى كه اين وسايل را فرستاده، اصرار كرده كه آقا حتماً از آنها استفاده كنند. فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره)مى گويد: نزد مرحوم ميرزا(قدس سره) رفته گفتم: «آقا! فلان شخص تقاضا كرده

شما از اين وسايل; از جمله رختخواب استفاده كنيد!» مرحوم ميرزا (قدس سره) قبول كردند. فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره) مى گويد: من رختخواب را پهن كرده و رختخواب قديمى را جمع كردم و ايشان بر روى آن استراحت كرد; وليكن فردا كه آمدم، ديدم مرحوم ميرزا (قدس سره)آن را جمع كرده و همان رختخواب و ملحفه قديمى خود را پهن كرده است. فرزند ميرزا(قدس سره)مى گويد: مرحوم والد(قدس سره) تا مرا ديدند، گفتند: «فرزندم! من با اين رختخواب جديد خوابم نمى برد. بگذار با همان وسايل ساده و آخوندى خودم زندگى كنم.» ايشان بسيار ساده مى زيست و به چيزى كه به ايشان مى رسيد توجهى نداشت.

ايشان تا آخر عمر سعى داشتند كه جهت گذران زندگى شخصى از وجوه استفاده نكنند و تمام زندگى ايشان از نظر سادگى واقعاً آموزنده بود و تا آخر عمر مشاهده نشد كه زندگى ساده خود را تغيير دهد. فرزند مرحوم(قدس سره)مى گويد: بعداز رحلت آقا (قدس سره)اتاقشان را كه جمع مى كرديم، كل وسايل اتاق شامل مقدارى كتاب، لباس شخصى، تشك و لحاف بود، و براى بعضى اصلاً باور كردنى نبود كه وسايل آقا (قدس سره) فقط همين اشياى محدود باشد. مرجعى كه عده كثيرى در خارج و داخل مقلد او بودند وهرچه را كه مى خواستند، برايشان مهيا مى شد; با ساده زيستى خود، نمونه بارز تقوا و ايمان بوده و تارك دنيا به معناى واقعى بودند.

پوشش ساده

مرحوم ميرزا (قدس سره) لباس ساده به تن مى كرد

با توجه به اينكه مرحوم ميرزا(قدس سره) مقلدين بسيارى در خارج و داخل كشور داشتند و همه سعى مى كردند هدايايى را ارسال كنند اما با بررسى زندگى فقيه راحل(قدس سره) پى مى بريم كه ايشان زندگى خود را بعد از مرجعيت تغيير نداده و با همان لباس ساده و زندگى ساده و استفاده از وسايل متعارف سپرى مى كردند و هيچ گاه مشاهده نشد كه از اشياى غير متعارف استفاده نمايند.

فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره)مقلدين فراوانى در خارج از كشور داشت، كه مقيد بودند كه اگر به حضور ايشان برسند، هديه اى براى مرحوم ميرزا(قدس سره) تهيه كرده و با خود بياورند و معمولاً هدايا شامل عباهاى فاخر، قبا، كفش و از اين قبيل بود; اما مرحوم ميرزا هميشه سعى مى كردند از عبا، قبا و كفشى استفاده كنند كه چيز غير متعارفى نباشد و طلاب توان تهيه آن را داشته باشند; زيرا همان گونه كه مى دانيد، وسايلى كه از خارج براى ايشان ارسال يا آورده مى شد، از نظر رنگ و شكل متمايز بود، وليكن مرحوم ميرزا (قدس سره)از همان اشياى عادى; از جمله كفش پلاستيكى سياه(1) استفاده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ گالش، كفش سياه پلاستيكى است.

مى كردند، نعلين معمولى به پا نموده و عبايى معمولاً ساده تهيه مى كردند و بارها مشاهده مى شد كه قباى آقا كهنه و قسمتى از آن پاره است، اما آقا اصلاً اهميت نمى دادند. وقتى مى گفتيم اين قبا كهنه شده، مرحوم ميرزا (قدس سره)مى خنديد و مى فرمود: «مسئله اى نيست، مى گذرد!» و اين خصلت مرحوم ميرزا (قدس سره)در قلب طلاب به خصوص طلاب جوان بسيار جاى باز كرده بود و هيچ گاه مشاهد نشد مرحوم ميرزا (قدس سره) در خصوص لباس هاى خود اهميتى بدهند; وليكن در مورد نظافت بسيار مراقب بوده و لباس هايشان هميشه بسيار تميز بود. هر چند مشاهده مى شد كه لباس ايشان كهنه است; اما در تميزى آن بسيار دقت نظر داشتند واصلاً از لباس كهنه پوشيدن لذت مى بردند و بارها مشاهده مى شد كه مى فرمودند: «من طلبه معمولى هستم و دوست دارم طلبه باقى بمانم. عناوين دنيا نمى تواند مرا تغيير دهد و اگر من اينگونه لباس به تن كنم طلابى كه تواناى تهيه لباس نو ندارند دلگرم مى شوند.»

فرزندم! طورى زندگى كن كه مردم توان آن را دارند

زندگى ساده مرحوم ميرزا(قدس سره)

در طول عمر شريف فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) مشاهده نشد كه ايشان چيز غير متعارفى خريدارى كنند يا چيزى را تهيه كنند كه فصل آن هنوز نرسيده باشد; بلكه هر آنچه تهيه مى كردند در سطح قشر متوسط جامعه محسوب مى شد. فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره)مى گويد: يك روز در بازار، ميوه اى را ديدم كه تازه به بازار آمده بود آن را تهيه كرده و سر سفره نهار حاضر كردم. ناگهان مرحوم ميرزا (قدس سره)ناراحت شد وخطاب به خانواده گفت: «چرا اين ميوه را خريديد؟ وقت آن نيست، اگر مردم ببينند چه مى گويند؟ از حساب متعارف زندگى خارج نشويد و كارى نكنيد كه مردم احساس كنند ما غير از آنها هستيم». آن گاه فرمودند: «اين ميوه را از سر سفره برداريد!» و ناراحتى خود را ابراز كردند. ايشان همواره تذكر مى دادند كه بايد طورى عمل كنيد كه وقتى مردم شما را مشاهده كردند، درس بگيرند. آخر چه طور ميوه اى را كه هنوز فصل آن نشده و مردم توانايى خريد آن را ندارند تهيه كرده ايد.

مرحوم ميرزا(قدس سره) در اين جهت بسيار دقيق بودند و على رغم هدايا و نذوراتى كه به ايشان مى رسيد، سخت در تلاش بودند كه به گونه اى زندگى كنند كه با مردم عادى تفاوتى نداشته باشند و ساده

زيستى مرحوم ميرزا (قدس سره)، زبانزد بود و زندگى ايشان تا آخرين لحظات ساده بود و دليل گوياى آن، عدم تغيير زندگى ايشان بعد از مرجعيّت بود. ايشان آن گونه كه قبل از مرجعيت زندگى مى كردند به همان شكل نيز ادامه داده و هيچ گونه تغييرى در زندگى ساده خود ايجاد نكردند.

تهجّد و عبادت نيمه شب

تهجد و عبادت در نيمه شب مرحوم ميرزا(قدس سره)

فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) در طول اقامت در قم نيمه شب، قبل از اذان صبح از منزل خارج مى شدند و براى انجام نافله شب به حرم مطهر حضرت معصومه(عليها السلام) مشرف مى شدند و در كنار مرقد مطهر حضرت به عبادت و شب زنده دارى مى پرداختند. ايشان با معنويت كامل مقابل ضريح حضرت(عليها السلام) مى نشستند وبعد از خواندن زيارت، شروع به خواندن نماز شب مى كردند. اشخاصى كه در دل شب در اطراف حرم تردد داشتند، بارها و بارها مشاهده كردند كه مرحوم ميرزا(قدس سره) به تنهايى به حرم مطهر مشرف مى شوند و مانند يك شخص عادى با تواضع و فروتنى كامل گاهى در حالى كه عباى خود را به سر كشيده تا شناخته نشود وارد حرم مى شدند و در ايوان طلاى صحن كوچك، در مقابل ضريح به عبادت و شب زنده دارى مشغول مى شدند. مرحوم ميرزا(قدس سره) هميشه دوست داشتند كه طلاب در دل شب بيدار شوند و از آن فضاى معنوى استفاده كنند. ايشان مى فرمودند: طلبه بايد همت داشته باشد و خواب را رها كرده و در نيمه شب خود را به معبود وصل كند كه مزدها در نيمه شب تقسيم مى شود. نيمه شب ها وقتى مشاهده مى كردند كه يك طلبه جوان سحرخيز است و مشغول عبادت

مى باشد بسيار خوشحال مى شدند و مى گفتند كه ما در ابتداى طلبگى بسيار سعى مى كرديم كه مزد نيمه شب را از دست ندهيم.

ياد خدا

زمزمه ميرزا(قدس سره) در لحظات تنهايى

ميرزاى تبريزى(قدس سره) از هر لحظه براى ذكر و ارتباط با پروردگار استفاده مى كردند و دائم الذكر بودند و مجالس ايشان خالى از صحبت در مورد ديگران بود. ايشان راضى نمى شدند كسى كلام ديگرى را در مجلس بياورد و خود هم اگر مى شنيدند بعضى افراد به ايشان افترا و دروغ مى بندند خيلى راحت از آن مى گذشتند و واكنشى نشان نمى دادند. ايشان توكل عجيبى داشتند و هر جا كه مشكلى رخ مى داد متوسل مى شدند و بارها و بارها مى فرمودند كه خود امام زمان(عليه السلام)حافظ حوزه است او عنايت دارد. هر جا كه لازم بود نصيحت مى كنند، با توكّل به خدا صريحاً مورد را بيان مى كردند و در مورد اينكه ممكن است شخص ناراحت شده يا عكس العمل نشان دهد، مى فرمودند: اين امر موجب نمى شود انسان به وظيفه خود عمل نكند، وقتى كه سوار ماشين مى شدند به ذكر و تلاوت قرآن مشغول مى شدند و هيچ گاه وقت خود را به صحبت در موارد دنيا نمى گذراندند. ايشان ابتدا كه سوار ماشين مى شدند، قرآن تلاوت مى كردند و بعد از فراغت از قرآن، مشغول ذكر مى شدند، حتى در ترددى كه بين شهر داشتند، از وقت خود جهت ارتباط معنوى و كسب اجر و ثواب بهره مى بردند و ديده نشد مرحوم

ميرزا(قدس سره) در وقتى كه تردّد مى كند بى ذكر باشد. گاهى هم به اطرافيان تذكر مى دادند كه خدا را ياد كنيد و توسل كنيد. اگر از ذكر فارغ مى شدند، قضايايى را ذكر مى كردند كه باعث تنبّه انسان مى شد. در كنار مرحوم ميرزا(قدس سره)بودن خود يك درس بود. همه حركات و سكنات مرحوم ميرزا(قدس سره) ارائه طريق بود، كسى كه مى خواست خود را بيابد و معنويت را لمس كند كافى بود لحظاتى در كنار آن فقيه راحل(قدس سره) باشد و همين امر موجب شده بود طلاّب جوان شيفته آن مرجع شوند و آرزو مى كردند ولو يك لحظه، در كنار آن استاد واقعى اخلاقى بنشينند و از معنويات او استفاده كرده و نظاره گر صورت نورانى اش باشند.

ارتباط معنوى

سحرخيزى مرحوم ميرزا (قدس سره)

برادر مرحوم ميرزا(قدس سره)، آقاى حاج كريم رهبر سعادتى مى گويد: فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) از همان دوران جوانى از تديّن و التزام خاصى برخوردار بود. جوان پانزده ساله اى كه معمولاً خواب نيمه شب براى او عزيز است و سخت است كسى در آن سن جوانى بتواند خواب خوش نيمه شب را ترك كند; اما مرحوم ميرزا(قدس سره)در نيمه شب از رختخواب خود بر مى خاستند و با آنكه ايشان دانش آموزى بيش نبود وليكن همراه با اذان وضو مى ساخت، و ضمن اداى فريضه صبح، بقيه خانواده را بيدار مى كرد كه بعدها نماز شب همراه با دوران طلبگى اضافه شد و آن چنان در پيشگاه ايزد منان، شكسته و با تواضع مناجات مى كرد كه انسان با نظر به اين صحنه تحت تأثير قرار مى گرفت. مرحوم ميرزا(قدس سره)از همان سن جوانى با جوانان هم سن خود كاملاً متفاوت بود و براى همه محسوس بود كه اين جوان آينده درخشانى دارد; زيرا ارتباط قوى معنوى داشت و هيچ چيز نمى توانست او را از معنويت دور كند. ايشان به معنويات بسيار مقيد بود و در هر حال از هر فرصت ممكن براى عباداتى چون تهجد و نماز شب استفاده مى كرد. در ايام ماه مبارك رمضان مشاهده نشد كه مرحوم ميرزا(قدس سره)قبل از اداى نماز مغرب افطار كند. ابتدا با

خضوع و خشوع كامل وضو ساخته و نماز خود را به جا مى آورد و ضمن زمزمه دعاى افطار و خواندن سوره «اناانزلنا» افطار خود را با خرما شروع مى كرد و همين حركت ها و خلوص بود كه علاقه پدر به فرزند را افزون مى كرد به طورى كه بارها و بارها پدر مرحوم ميرزا(قدس سره)مى گفت: «ميرزا جواد چيز ديگرى است!» و اين جوان آن گونه رفتار مى كرد كه گويى معلم خانواده شده بود. خصوصيات والاى اخلاقى، كمال سرشار و معرفت خاص، از او فرزندى محبوب ساخته بود.

اهرب من الفتيا هربك من الأسد

احتياط مرحوم ميرزا(قدس سره) در فتوى

مرحوم ميرزاى تبريزى(قدس سره) در احاطه بر فقه و اصول و رجال عجيب بود و حضور ذهن بالا، تلاش و كوشش فراوان در دوران تحصيل و تلاش مستمر موجب شده بود كه ايشان(قدس سره) بدون مراجعه حتى به روايات بحث اشاره مى كردند، اتفاق مى افتاد به واسطه آن تسلّط و ملكه اى كه مرحوم ميرزا(قدس سره)داشتند گاهى به قول مشهور ايراد وارد مى كردند وليكن به خاطر احتياط كه در همه موارد داشتند مى فرمودند: ما به قول مشهور به واسطه استدلالى كه عرض شد نقص وارد كرديم، وليكن فتوى دادن واجب نيست لذا ما در اين مسئله احتياط كنيم.

«خذ بالاحتياط في جميع ما تجد إليه سبيلا واهرب من الفتيا هربك من الأسد ولا تجعل رقبتك للناس جسراً».

ميرزاى تبريزى(قدس سره) با آن علم سرشار و آن تلاش شبانه روزى و آن تسلّط بالا در فتوى بسيار محتاط بودند و در مقابل مشهور اگر به نتيجه غير از آن مى رسيدند نهايتاً احتياط مى كردند و خلاف مشهور فتوى نمى دادند.

فعلاً مبلغى غير وجوه ندارم

مرحوم ميرزا(قدس سره) و احتياط در مصرف وجوه

فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) در طول مرجعيت خود سعى مى كردند كه براى زندگى شخصى خود از غير وجه مصرف كنند و تا آنجا كه امكان داشت از وجوه استفاده نمى كردند و بعضى از مؤمنين قسمتى از مخارج زندگى شخص ايشان را تأمين مى كردند. و گاهى اوقات كه ايشان مبلغ غير وجوه نداشتند براى مخارج زندگى خود كمى صبر مى كردند و يا وسايل و هداياى گرانبهايى را كه برايشان رسيده بود فروخته و صرف امور شخصى مى كردند. يكى از متعلقين مرحوم ميرزا(قدس سره) مى گويد، يادم نمى رود كه اوايل مرجعيت، فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره)مى گفت: عبايم بر اثر كهنگى قرمز شده، به طورى كه برايم سخت بود آن را به سر كنم. به مرحوم ميرزا (قدس سره)گفتم كه عباى جديدى تهيه كنيد، ايشان فرمودند: «ان شاء اللّه بعداً، فعلاً پولى غير وجوه ندارم. كمى صبر كنيد!» فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره)مى گويد: در مجلسى كه عده اى از مقلدين ومريدان مرحوم ميرزا (قدس سره)جمع بودند، بحث مصرف وجوهات مطرح شد و در خصوص احتياط ميرزا (قدس سره)صحبت به ميان آمد كه من مسئله عباى متعلقه مرحوم (قدس سره) را مطرح كردم و گفتم: آقا معمولاً براى زندگى خود از وجوه استفاده نمى كنند و اگر مورد، مصرف شخصى باشد، صبر

مى كنند تا غير از وجوه به ايشان برسد. حاضرين از مسئله عباى متعلقه ميرزا (قدس سره)سخت تحت تأثير قرار گرفتند و بعضى مايحتاج عيال مرحوم ميرزا(قدس سره)خود متكفل شدند كه تأمين نمايند. اگر كسى به زندگى مرحوم ميرزا(قدس سره)نظر مى كرد پى مى برد كه ميرزا(قدس سره) زندگى اى بسيار ساده و متعارف دارد و همواره از وسايل معمولى استفاده مى نمايد و اگر كسى مى خواست چيزى را برايشان تهيه كند سخت قبول مى كردند و او در تمام مراحل زندگى بسيار ساده و زاهدانه زندگى كرد و هيچ گاه مشاهده نشد چيزى غير متعارف زندگى ايشان داخل شود.

احتياط در وجوه

ميرزا(قدس سره) و تحيّر در صرف اموال

گاهى اوقات مشاهده مى شد كه مرحوم ميرزا(قدس سره) على رغم اموالى كه برايشان مى رسيد، در خريد بعضى از وسايل مورد نياز متحير مى ماند و وقتى خانواده از او سؤال مى كردند، ايشان مى گفت: «نمى توانم از سهم امام(عليه السلام) خرج كنم. دعا كنيد، هديه اى بيايد تا بتوانم مشكل را حل كنم.»

ايشان حاضر نبود همه مايحتاج خود را از وجوه تأمين كند; از اين رو گاهى در تأمين بعضى احتياجات صبر مى كردند تا اموال غيروجوه به ايشان برسد. هرگاه هدايايى برايشان مى رسيد، بسيار خوشحال مى شدند و آن را صرف امور مورد نياز منزل مى كردند. بعضى از مقلدين از احتياط آقا خبر داشتند، بنابراين شهريه اى را براى ايشان از خارج كشور اختصاص داده بودند كه غير وجوه بود تا مرحوم ميرزا(قدس سره)در امور زندگى خود مصرف كند و بارها مشاهده شد كه مرحوم ميرزا(قدس سره)براى خريد چيزى چندين روز صبر مى كردند تا هدايايى به ايشان برسد كه با پول آن بتوانند ما يحتاج خود و خانواده را تأمين كنند.

توجه به محتاجين

مرحوم ميرزا(قدس سره) و اهتمام به فقرا و مساكين

معروف بود كه فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) قبل از اذان صبح از منزل خود خارج مى شد و به طرف حرم مطهر بى بى حضرت معصومه (عليها السلام)جهت تهجد و شب زنده دارى حركت مى كردند و در راه به فقرايى كه شب ها اطراف حرم بيتوته مى كردند توجه داشتند و احتياج عده اى را كه احراز مى كردند مستحق شرعى هستند، برآورده مى كردند و براى مرحوم ميرزا(قدس سره) سبب فقر مهم بود و آنان را مورد تفقد و دلجويى قرار مى دادند و با آنها بسيار مانوس بودند; البته مرحوم ميرزا (قدس سره)افراد فقير مستحق را به خوبى تشخيص مى داد و به آنان كه واقعاً مستحق بودند، كمك مى كرد و حتى به بعضى از فقرا مى گفتند تشريف بياوريد دفتر و در آنجا سفارش آنها را مى كردند حتى گاهى مى فرمودند به در فلان خانه برويد ببينيد مشكلاتشان چيست.

يك روز مرحوم ميرزا (قدس سره)به دفتر آمدند و خطاب به يكى از اعضاى دفتر فرمودند: «هوا سرد شده، چند پتو تهيه كنيد و بين بعضى فقراى اطراف حرم تقسيم كنيد!» و اين كار توسط اعضاى دفتر صورت گرفت. بعداز رحلت معظم له، بعضى از اين فقرا با همان محموله خاص خود در ختم شركت مى كردند و اين امر نشان مى داد

اينها با مرحوم ميرزا (قدس سره)]در زمان حياتش[ مأنوس بودند و مرحوم ميرزا (قدس سره)به آنان كمك مى كرد. يكى از خصوصيات ميرزا (قدس سره)اين بود كه اگر شخصى را احراز مى كرد واقعاً محتاج است، كوتاهى نمى كرد و يا ديگران را سفارش مى كرد كه بررسى كنيد، ببينيد اگر واقعاً نيازمند است، كوتاهى نكنيد.