»انما يخشى اللَّه من عباده العلماء«

زندگى نامه فقيه مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره
دار الصديقة الشهيدةعليها السلام سورية - السيدة زينب‏عليها السلام
. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم »اللَّهُمّ كُنْ لِوَلِيّكَ الْحُجّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِه فِي هذِهِ السّاعَةِ وَفِي كُلّ سّاعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً ودَلِيلاً وَعَيناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَتُمَتّعَهُ فِيها طَوِيلاً«.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم بحقِّ محمدٍ وأنت المحمود، وبحقِّ عليٍّ وأنت الأعلى، وبحقِّ فاطمةَ وأنتَ فاطرُ السمواتِ والأرضِ، وبحقِّ الحسنِ وأنت المحسنُ، وبحقِّ الحسينِ وأنت قديمُ الإِحسان.
سلام بر روح ملكوتى ميرزاى تبريزى بزرگ‏قدس سره كه در دوران خود تحوّلى در رد شبهات ايجاد نمود، و با دفاع شجاعانه از مبانى بر حقّ تشيع، و مظلوميت اهل بيت‏عليهم السلام، فاطميّه را به عاشوراى ديگر تبديل نمود.
آنچه كه در اين كتاب مى‏خوانيد، مجموعه اطلاعاتى است كه توسط حوزه امام جوادعليه السلام - حسينيه و كتابخانه فقيه مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره در كشور سوريه - سيده زينب‏عليها السلام - با همكارى فرزند فقيد راحل و شاگردان و بعض مرتبطين گردآورى شده است. اميد است مورد استفاده عموم مؤمنين به خصوص جوانان قرار گيرد. »مسئوليت اين مجموعه به عهده اين مركز مى‏باشد«.
با كمال احترام حوزه امام جوادعليه السلام حسينيه و كتابخانه فقيه راحل مقدس ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره سوريه - السيدة زينب‏عليها السلام
العلماء ورثة الانبياء
بسم الله الرحمن الرحيم

علماى بزرگ، پرچمداران حريم ولايت و حافظان علوم آل محمدى‏صلى الله عليه وآله هستند كه با تلاش شبانه روزى خود سعى در پاسدارى از دستاوردهاى رسول مكرم اسلام‏صلى الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام داشته و دارند. آنان كه پشت به دنيا كرده و خود را از لذت‏هاى آن دور نگاه داشته‏اند وخالصانه و با جديت از حريم علوم آل محمدصلى الله عليه وآله دفاع كرده و در جهت ترويج آن تلاش نموده و مى‏نمايند و امروز نشر مذهب، مرهون تلاش آن بزرگوارانى است كه در طول عمر پربركت خود سعى كرده‏اند به هر نحو ممكن، ضمن نقل علوم آل محمدصلى الله عليه وآله و بيان آن، بر مسند فتوى بنشينند؛ حرام وحلال خدا را براى‏مردم بيان كنند و از هر چيزى كه موجب تقويت و انتشار مذهب بر حق تشيع است، دريغ ننمايند؛ از جان و مال خود مايه گذاشته و با اخلاص كامل، شمع وجود تشيع را با عنايت پروردگار متعال و اهل بيت‏عليهم السلام روشن نگاه داشته و همچون پروانه در حال پاسدارى از آن مى‏باشند. وجود عالمان و متفكرانى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، كلينى، شيخ طوسى، علاّمه حلى، محقق كركى، علامه مجلسى، صاحب جواهر، شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و ده‏ها شخصيت ديگر... بدون شك عنايت الهى و اهل بيت عليهم السلام بوده، كه با حضور چنين علمايى در قرون مختلف ضمن تقويت مبانى تشيع، ادامه راه نشان داده شد. عالمانى امين و ناقلانى حكيم كه در عين صداقت و امانت، در حفظ و انتقال آنچه از معصوم‏عليه السلام رسيده است، نهايت تلاش خود را براى موشكافى و تعمق در متون و معارف اهل بيت‏عليهم السلام، براى نيل به غايت واقعى احكام و مفاهيم صادره از اهل بيت‏عليهم السلام به كار بسته و صدها هزار صفحه كتاب و رساله در همين زمينه تأليف و به آيندگان هديه كرده‏اند. البته از اين نكته نبايد غافل بود كه در هر زمان و هر مكانى به فراخور حال، بوده و هستند اشخاص و عالمانى كه پيرو واقعى امامان معصوم‏عليهم السلام بوده و خلف صادقى براى پيشينيان خويش به شمار مى‏روند و در قرن خود تحوّلى ايجاد نموده‏اند. از جمله اين عالمان ژرف انديش و متفكران سترگ، كه تمامى عمر خود را براى اعتلاى معنوى مذهب جعفرى به كار بسته و دمى را از دست نداده‏اند، عالم بزرگوار و مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره بود، كه پس از سال‏ها تحصيل، تدريس و اقامت در نجف اشرف، با كوله‏بارى مملو از علم و عمل راهى ايران شده و پس از آنكه سال‏ها در قم رحل اقامت افكند، سفره فيض خود را براى طالبان وتشنگان معارف ناب محمدى‏صلى الله عليه وآله گسترده بود. خوشه چينى چند ساله آن مرحوم از محضر اساتيد نامى حوزه، مانند آيت اللَّه بروجردى‏رحمه الله، آيت اللَّه سيد عبدالهادى شيرازى‏رحمه الله، آيت اللَّه خويى‏رحمه الله، آيت اللَّه حجت كوه كمره‏اى، آيت اللَّه زنوزى، آيت اللَّه خوانسارى و... و نيز جلب اعتماد ويژه استادان مبرز حوزه، از شاخصه‏هايى است كه در كمتر كسى از عالمان معاصر ديده مى‏شود. اما در اين ميان، قرابت علمى آن مرحوم با مرحوم آيت اللَّه خويى‏رحمه الله، ابهت خاصى را به شيوه علمى و نگارش فقهى و اصولى آن مرحوم‏قدس سره بخشيده است، به طورى كه همين ويژگى، در كنار دقت نظرهاى مخصوص به خود ايشان، پرجمعيت ترين درس فقه را، كه هر روزه در »مسجد اعظم« قم برگزار مى‏شد، نصيب ايشان كرده بود. ماحصل تلاش و كوشش شبانه روزى آن مرحوم‏قدس سره )كه بنابر نقل نزديكانشان، بيش از نيمى از شبانه روز را به مطالعه و تحقيق اختصاص داده بودند( تربيت هزاران شاگرد فاضل و محقق و عالم، كه اغلب محققان نامى و فقهاى برجسته كشور به شمار مى‏روند و كرسى درس سطح عالى حوزه را به عهده دارند، موجب اين گرديده كه ساليان سال حوزه‏هاى علميه، مديون زحمات شبانه روزى و ثمرات باقيه ايشان باشند. اما در اين ميان نكته‏اى كه بسيار در غفلت مانده، حجب و حياى ذاتى آن مرحوم و نيز حساسيت ويژه‏اى است كه نسبت به دورى از شهرت و تبعات ناشى از آن داشته‏اند. در عين اينكه از ميرزاقدس سره، به عنوان آخرين حلقه اتصال به فقهاى عظام شيعه و استوانه‏هاى تأثيرگذار حوزه ياد مى‏شود، بارها مشاهده مى‏شد كه با طلاب و دانشجويان حتى جوان نورس، به مباحثه نشسته و هيچ گاه مرجعيت و مقام علمى و والاى ايشان، مانع از آن نمى‏شد كه تازه نفس‏ها را رانده، و خود را فراتر از دنياى پر هياهو و جنجالى آنها بدانند. عشق به اهل بيت‏عليهم السلام و به خصوص بانوى دو عالم، حضرت فاطمه زهراعليها السلام كه بارها با راهپيمايى‏هاى پا برهنه خود در روز شهادت آن حضرت، عشق و ارادت خود را نسبت به ايشان نشان داده بودند، يكى از رموزى است كه بدون شك، تمامى زندگى پربار آن مرحوم‏قدس سره متأثر از آن بوده و از آن نشأت گرفته بود. از ديگر ويژگى‏هاى آن مرحوم‏قدس سره كه شاگردان و ارادتمندانش همگى بر آن متفق القول اند، عنايت خاص ايشان به محرومان و به خصوص افرادى بود كه در جامعه از آنها به عنوان بى‏كس و كار ياد مى‏شود. بارها در سيره مرحوم ميرزاقدس سره ديده شد كه پاى درد دل‏هاى پيرمردى كه سفره دل خود را در كمال سادگى و صداقت براى ايشان باز كرده بود، به آرامى گريسته، و هنگام گوش فرا دادن به مصيبت‏هاى مردم محروم، تاب و تحمل از كف داده و بى قرار مى‏شد. چه بسيارند فقرا و ايتامى كه بارها فقيه مقدس ميرزاقدس سره را با پاى پياده، هنگامى كه براى كمك به در خانه آنها مى‏رفت، مشاهده كرده بودند. چرا كه آن مرحوم‏قدس سره بر اين اعتقاد بود كه براى سركشى به فقرا بايد به صورت حضورى و حتى الامكان با پاى پياده در خانه‏هاى آنان حاضر شد تا مراتب فقر، و عمق دردهاى ناگفته و ناشنيده آنها ملموس‏تر حس گردد. او در هنگام پياده روى و رفتن به حرم، اطراف را با دقت زير نظر داشت و اگر احساس مى‏كرد شخصى گرفتار است به سوى او مى‏رفت. شخصى به نام سيد على مى‏گويد: »من سخت در فشار بودم، اوّل غروب در مجلسى جهت توسل و برآورده شدن حاجتم شركت كردم. نزديك ساعت دو بامداد با اندوه فراوان وارد حرم شدم و زير درب ساعت حرم در گوشه‏اى نشستم، ناگهان مشاهده كردم كه مرحوم ميرزاقدس سره وارد حرم شد و تا نزديك حوض حياط حرم رفته و برگشتند. بدون آنكه صدايى از من بلند شود، ديدم مرحوم ميرزاقدس سره به طرف من آمدند و سؤال كردند: »فرزندم مشكلت چيست؟« و خلاصه به پاى درد دل من نشست و به حمد الله مشكلم حلّ شد. آرى! حال كه آن بزرگوار از ميان ما رخت بربسته است، به خوبى مى‏توان جاى خالى ايشان را احساس كرد. او پدرى مهربان و رئوف بود و رحلت ايشان ثلمه‏اى بود غيرقابل جبران، »اِذا ماتَ العالِم ثَلُمَ فِى الاِسلامُ ثُلَمة لا يَسُدّها شَى‏ء« چرا كه خسارت جبران ناپذيرى كه با فقدان ايشان حوزه هاى علمى و مراكز آموزشى را فرا خواهد گرفت، به مرور و روز به روز بيشتر از گذشته رخ نمايانده و احساس خواهد شد. به يقين آيندگان به مرور زمان شأن و منزلت او را درك مى‏كنند، زمانى كه او ديگر در ميان ما نيست. »وسلامٌ عَلَيْهِ يَومَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوُت وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً« سلام و درود خداوند بر او باد كه جز در راه رضاى حق گام برنداشته و به غير از رضاى او به چيز ديگرى نينديشيد. البته از اين نكته نبايد غافل بود كه در هر زمان و هر مكانى به فراخور حال، بوده و هستند اشخاص و عالمانى كه پيرو واقعى امامان معصوم‏عليهم السلام و خلف صادقى براى پيشينيان خويش به شمار مى‏روند. مرحوم ميرزاقدس سره مصداق عينى و بارز قول امام‏عليه السلام: »مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاء صائِناً لِنَفْسِه حافظاً لِدِينه مُخالِفاً لِهَواهُ مُطِيعاً لِاَمْرِ مَوْلاه فَلِلْعَوام اَنْ يُقلدُوه« بودند، با نظر به وصيت نامه مرحوم ميرزاقدس سره مى‏توان پى برد كه چگونه ايشان به دنبال طرح مسائلى بودند كه روح اسلام و دين به آن وابسته است و فراموش كردن هر يك از آن فرازها مصيبتى غير قابل جبران به دنبال دارد؛ وصيت نامه‏اى كه بسيارى، آن را همراه با اشك ديده و خون دل خواندند. وصيت نامه مرحوم ميرزاقدس سره بيانگر زندگى روشن و نورانى ايشان مى‏باشد اينكه چگونه در طول هشتاد سال عمر پربركتشان، لحظات زندگى خود را صرف نشر علوم آل محمدصلى الله عليه وآله نمودند و هيچ گاه مشاهده نشد كه ايشان لحظه‏اى را از دست بدهد، و سپس ايشان رهنمودى از خود ارائه دادند كه سند گوياى تشيع مى‏باشد و راهى است براى آيندگانى كه در جستجوى سعادت اخروى هستند. در تمام لحظات، مرحوم ميرزاقدس سره يا مشغول مطالعه، درس ويا تأليف بودند و تا آخرين لحظه عمر، مانند يك طلبه جوان كار مى‏كردند و همّ و غمّشان نشر علوم آل محمدصلى الله عليه وآله و تربيت طلاب بود؛ ايشان با تمام وجود از معتقدات شيعه دفاع كردند و اجازه نمى‏دادند كه كسى در مذهب و معتقدات شيعه شبهه‏اى وارد كند. ايشان در قرن خود در رد شبهات تحولى ايجاد نمودند و در مقابل هر شبهه‏اى ايستاده و جوابگو بودند كه نمونه بارز آن دفاع قهرمانانه ايشان از مظلوميت حضرت فاطمه زهراعليها السلام است. مرحوم ميرزاقدس سره با عملكرد خود طريقى را ترسيم كردند كه تا ابد در قلوب محبان و مخلصان اهل بيت عليهم السلام جاى گرفته و آثار آن در جامعه به وضوح مشاهده مى‏شود. ايشان‏قدس سره هنگامى كه احساس كردند بعضى افراد به دليل جهالت و وابستگى سعى دارند در مظلوميت حضرت فاطمه زهراعليها السلام شبهه وارد كنند، با هيئت عزا، با پاى برهنه، و بر سر وسينه زنان با عده‏اى از مخلصين درگاه ولايت، خارج شدند و با تمام وجود از مظلوميت آن حضرت‏عليها السلام دفاع كردند؛ به طورى كه اين حركت سنت شد و همه ساله هيئت هاى مذهبى بر سر و سينه زنان جهت اظهار ارادت به آن صديقه شهيده‏عليها السلام به صورت دسته‏هاى عزا از محل و تكيه خود خارج مى‏شوند و نسبت به آن كريمه دو عالم ابراز ارادت مى‏كنند. ايشان علاوه بر تحول علمى در قرن خود و تربيت طلاب فاضل و متديّن، تحولى در سطح علمى حوزه ايجاد كردند و امروزه شاگردان آن فقيد از دست رفته، سكان دار هدايت جامعه، و استادان دروس سطح عالى حوزه مى‏باشند. با انتشار خبر حضور مرحوم ميرزاقدس سره در قم طلاب با گرد آمدن و شركت در محفل علمى ميرزاقدس سره استفاده ها مى‏كردند؛ دقت نظر، تسلط بالا، احاطه بر مبانى و شاگرد پرورى، از محسنات درس ايشان بود.مرحوم ميرزاقدس سره آثار پربركتى برجاى گذاشت و علاوه بر ايجاد تحوّل علمى، مواقف شجاعانه ايشان در دفاع از مسلّمات تشيع افتخارى ديگر است كه تا ابد برايشان ثبت است و اين موضع گيرى‏هاى شجاعانه موجب شد كه ايام فاطميه به عاشوراى ديگرى تبديل شود. مرحوم ميرزاقدس سره آن‏گونه زندگى كرد كه به واقع روز وفات ايشان يَومٌ عَلى آلِ الرَسُول عَظِيم بود و تمام مردم به خصوص طلاب فاضل و متديّن در حسرت فراق آن يار سوختند و بر سر و سينه زنان، پيكر مطهر آن عالم بزرگوار را تشييع كردند. هركدام از ابعاد وجودى مرحوم ميرزاقدس سره خود نياز به كتابى مستقل و مفصل دارد؛ زيرا فقيد راحل‏قدس سره آن‏گونه زندگى كرد كه لحظه به لحظه زندگى پرمعنا و ملكوتى ايشان قابل ثبت مى‏باشد، اميد است كه اين جزوه كه جهت نقل شمه‏اى از حيات معنوى آن فقيه مقدس‏قدس سره نگاشته شده، جهت استفاده و الگوگيرى به‏خصوص براى طلاب جوان مقبول بيفتد و ذخيره‏اى باشد براى يَومٌ لايَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُون إلّا مَنْ اَتى بِقَلْبٍ سَلِيمٍ مركز تحقيقات دار الصديقة الشهيده‏عليها السلام
قم المقدسه، رمضان سنه 1428
وصيت نامه فقيه مقدس آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره
باسمه تعالى
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم واهلك اعدائهم حال كه پيكر اينجانب در قبر آرميده و يا بر دستان شماست، بر دستان شاگردان عزيزم كه سال‏ها براى موفقيت آنان تلاش كردم و هيچ‏گاه تعطيلى را احساس نكردم نصيحتى دارم، البته در طول حياتم سعى كرده‏ام قبل از آنكه نصيحتى متوجه كسى كنم، خود بدان عمل كرده باشم. بر تمام مومنين است كه با دل و جان از مسلّمات مذهب حق دفاع كرده وهيچ‏گاه اجازه ندهند بعضى افراد با القاى شبهه، عوام از مؤمنين را فريب دهند، به ويژه در مسائل شعائر حسينيه‏عليه السلام كه تشيع به واسطه آن زنده است. حفظ شعائر اهل بيت‏عليهم السلام حفظ مذهب بر حق تشيع است، در آن كوتاهى نكنيد كه مسئول هستيد. به طلاب عزيز نصيحت مى‏كنم كه با جديت و تلاش تقواى الهى را پيشه خود كنند و در امر تحصيل تلاش كنند و همواره رضاى خدا را مدّ نظر داشته باشند. اينجانب در طول دوران عمرم، طلبه‏اى بيش نبودم و مانند يك طلبه جوان شب و روز در امر تحصيل تلاش مى‏كردم تا بتوانم خدمتى ناچيز داشته باشم و اثرى از خود بر جاى بگذارم تا طلاب عزيز از آن استفاده كنند. عزيزانم! سكان هدايت مردم به دست شماست، كارى نكنيد كه دل امام زمان‏عليه السلام به درد آيد. او به اذن خدا ناظر بر اعمال ماست و در همين جا از پيشگاه مباركشان مى‏خواهم كه اگر كوتاهى از طرف اينجانب سر زده، بر من ببخشند. عزيزانم! به دعاى خير شما نياز دارم، من چه در ميان شما باشم يا نباشم، به دنيا دل نبسته‏ام كه در اداى وظيفه خود ترديد كرده باشم. هنگامى كه در ميان شما بودم، خود را يك خادم كوچك حساب مى‏كردم و اميدوارم اين خدمت ناچيز مورد رضايت اهل بيت‏عليهم السلام واقع شده باشد كه رضاى آنان رضاى خداست. حال كه در ميان شما نيستم به دعاى خير شما عزيزان محتاجم!! در پايان بر حفظ شعائر تأكيد مى‏كنم و ضمن طلب دعاى خير، شما عزيزان را به خداى بزرگ مى‏سپارم.
وَالسَّلامُ عَلَيْكُم جَمِيعاً وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُه.
جواد تبريزى
قم المقدسه
آخرين توصيه‏هاى فقيه مقدس، آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره در بستر بيمارى چند روز قبل از رحلت، در ايّام شهادت رئيس مذهب حضرت امام صادق‏عليه السلام
بسم اللّه الرحمن الرحيم
ايام شهادت امام صادق‏عليه السلام در حالى فرا مى‏رسد كه من در بستر بيمارى هستم؛ پس قلبم از اندوه پر شده و اشك‏هايم جارى است، از حزن بر مصائبى كه بر آن امام بزرگوارعليه السلام وارد شده است، از محاصره و دستگيرى آن حضرت‏عليه السلام از طرف عمال منصور و بردن آن بزرگوارعليه السلام با پاى برهنه در حالى كه حضرت عمامه بر سر نداشت همان‏طور كه جدّ بزرگوارشان اميرالمؤمنين‏عليه السلام وامام سجادعليه السلام را نيز به آن حال دستگير كرده و به اجبار بردند تا ترساندن عيالات آن حضرت و رعب و وحشتى كه بر اهل بيت حضرت‏عليه السلام مستولى شده بود - همان‏طور كه بر فرزندان امام حسين‏عليه السلام در كربلا مستولى بود - تا قطعه قطعه شدن قلب مبارك حضرت‏عليه السلام در اثر سمّ مهلك، همان طور كه قلب جدّ مظلومشان امام حسين‏عليه السلام با تيرها قطعه قطعه شده بود، پس از اعماق قلبم آرزو دارم كه در احياى مراسم عزا جهت اين فاجعه دردناك شريك باشم و اين امر باعث شده تا برادران و فرزندان مؤمنم را مورد خطاب قرار داده و از آنها بخواهم كه در احياى مراسم عزاى اهل بيت‏عليهم السلام و در ايام شادى و حزن آن بزرگواران و اقامه مجالس عزادارى براى مصائب اهل بيت‏عليهم السلام تلاش نمايند و ضمن برگزارى مجالس با عظمت و پر شكوه، آن را با امور موهن، از قبيل كف زدن و استعمال آلات موسيقى و مثل آن امورى كه موجب اذيت اهل بيت‏عليهم السلام مى‏شود، هتك ننموده و نيز در ترويج شعائر حسينى، به نحوى كه بين طائفه بر حقّ شيعه معروف است و زنده نگه داشتن مظلوميت اهل بيت‏عليه السلام در طول تاريخ و گذر زمان تلاش نمايند و براى كسانى كه در اين شعائر تشكيك كرده و در جهت تغيير و تبديل يا محو آن تلاش مى‏كنند، مجالى باقى نگذارند كه اين شعائر، همان چيزى است كه سيره علماى ابرار ما بر آن جارى است و شيعيان مخلص اهل ولاء در طول قرون متمادى بر آن مشى كرده‏اند و اين خود به كار بستن دستورالعملى است كه از حضرات معصومين‏عليهم السلام وارد شده است كه فرموده‏اند: أَحْيُوا أَمْرَنا و مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيى فِيهِ أَمْرنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ، و نيز وارد شده است: كُلُّ بُكاء وَجَزَع مَكْرُوهٌ ماخَلا البُكاءُ وَالجَزَعُ عَلَى الحُسَينِ‏عليه السلام فَاِنَّهُ فِيهِ مَأْجُورٌ. همه مؤمنين مى‏دانند كه اينجانب وقتى مشاهده نمودم كه بعضى از اشخاص در صدد تشكيك در مسلّمات طائفه بر حقّ اماميه و عقايد بر حق آنها هستند و مى‏خواهند مظلوميت صديقه طاهره، حضرت فاطمه زهراعليها السلام را مورد خدشه قرار دهند، به صورتى واضح و صريح و بدون ملاحظه و مجامله با هيچ شخص، هر كس كه باشد، در صدد دفاع از مظلوميت بانوى بزرگوار اسلام و شفيعه روز جزا، فاطمه شهيده مظلومه‏عليها السلام و دفاع از حريم عقايد مذهب بر آمدم و مؤمنين را نسبت به خطر اين افكار پليد وتشكيكات مخرّب آن مطلع ساختم و در اين راه مصائب و اذيت‏هايى را از دور و نزديك متحمل شدم؛ وليكن اينها ما را از ادامه راه فداكارى و دفاع از مذهب برحقّ جعفرى باز نداشته و مانع نشده است. به اين جهت، به برادران مؤمن و اهل ولايت و با غيرت تأكيد مى‏كنم كه در مسير دفاع از مظلوميت اهل بيت‏عليهم السلام و عقايد بر حقّ آنها، استقامت داشته باشند و از كيد دشمنان مذهب و مكر تشكيك كنندگان و ياوه سرايان نترسند كه شما به كمك حضرت حجت‏عليه السلام پيروز خواهيد بود. به تبليغات مادى و دنيايى آنها كه غرضشان برگرداندن شما از وظيفه دفاع از مذهب حق است، ترتيب اثر ندهيد و به آن اعتنايى نكنيد. همان‏طور كه از علما و فضلا انتظار مى‏رود كه نهايت تلاش خود را در اين راه مبارك به كار گيرند، هر چند راه سخت و دشوارى است كه از معصومين‏عليهم السلام وارد شده است: إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ وَجَبَ عَلَى العالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ مِنْهُ نُورُ الإيمانِ. در نهايت به برادران مؤمن خود نسبت به ضرورت احياى اين حادثه عظيم؛ يعنى زنده نگه داشتن شهادت رئيس مذهب، امام صادق‏عليه السلام تأكيد مى‏كنم و از آنها مى‏خواهم كه اين مراسم را مانند ايام عاشورا و ايام فاطميه در اين سال و همه سال‏ها جهت تحكيم اركان مذهب جعفرى و تجليل از اين امام بزرگ كه حيات خود را در راه نجات ما از هر گونه گمراهى فدا كرد، زنده نگه دارند. از خداوند متعال مسئلت دارم كه همه را براى خدمت به ائمه معصومين‏عليهم السلام موفق گرداند؛ اِنّهُ سَمِيعُ الدُّعَاءِ قَرِيبٌ مُجِيبٌ.
شوال سنه 1427
سند تبديل فاطميه به عاشوراى ديگر با اقدام شجاعانه و به موقع ميرزاى تبريزى بزرگ‏قدس سره، فاطميه به عاشوراى ديگر تبديل شد.
در نيمه دهه اول قرن پانزدهم هجرى؛ يعنى در روز سوم جمادى الثاني سال 1414 ه . ق، برابر با سال 1374 ه . ش، ايام فاطميه به همت فقيه مقدس ميرزاى تبريزى‏قدس سره به عاشوراى ديگر تبديل شد. ايشان با مشاهده تشكيكات در خصوص واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراعليها السلام مجلس عزادارى روز شهادت حضرت را با پاى برهنه و بر سر و سينه زنان برگزار كردند و در تاريخ تشيع اولين مرجعى بودند كه با اقدام به اين كار ضمن تحول در مراسم فاطميه، آن را به عاشوراى ديگر تبديل كردند و اين افتخار تا ابد در پرونده ايشان باقى ماند. و بعد از ايشان مراجع عظام ديگر، هيئات و مؤسسات مذهبى اين سنت را ادامه دادند و سال‏هاى بعد با الگوگيرى از آن مرجع فاطمى آن سنت حسنه ادامه يافت و امروز برگزارى فاطميه و عظمت آن، مرهون تلاش و مواقف شجاعانه آن فقيد راحل مى‏باشد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
»انما يخشى اللَّه من عباده العلماء«
زندگى نامه فقيه مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزى‏قدس سره