| »انما يخشى اللَّه من عباده العلماء« |
|
زندگى نامه فقيه مقدس راحل
آيت اللَّه العظمى
ميرزا جواد تبريزىقدس سره
دار الصديقة الشهيدةعليها السلام
سورية - السيدة زينبعليها السلام
.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
»اللَّهُمّ كُنْ لِوَلِيّكَ الْحُجّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِه فِي هذِهِ السّاعَةِ وَفِي كُلّ سّاعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً ودَلِيلاً وَعَيناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَتُمَتّعَهُ فِيها طَوِيلاً«.بسم اللَّه الرحمن الرحيم بحقِّ محمدٍ وأنت المحمود، وبحقِّ عليٍّ وأنت الأعلى، وبحقِّ فاطمةَ وأنتَ فاطرُ السمواتِ والأرضِ، وبحقِّ الحسنِ وأنت المحسنُ، وبحقِّ الحسينِ وأنت قديمُ الإِحسان. سلام بر روح ملكوتى ميرزاى تبريزى بزرگقدس سره كه در دوران خود تحوّلى در رد شبهات ايجاد نمود، و با دفاع شجاعانه از مبانى بر حقّ تشيع، و مظلوميت اهل بيتعليهم السلام، فاطميّه را به عاشوراى ديگر تبديل نمود. آنچه كه در اين كتاب مىخوانيد، مجموعه اطلاعاتى است كه توسط حوزه امام جوادعليه السلام - حسينيه و كتابخانه فقيه مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزىقدس سره در كشور سوريه - سيده زينبعليها السلام - با همكارى فرزند فقيد راحل و شاگردان و بعض مرتبطين گردآورى شده است. اميد است مورد استفاده عموم مؤمنين به خصوص جوانان قرار گيرد. »مسئوليت اين مجموعه به عهده اين مركز مىباشد«.
با كمال احترام
حوزه امام جوادعليه السلام
حسينيه و كتابخانه فقيه راحل مقدس
ميرزا جواد تبريزىقدس سره
سوريه - السيدة زينبعليها السلام
العلماء ورثة الانبياء
علماى بزرگ، پرچمداران حريم ولايت و حافظان علوم آل محمدىصلى الله عليه وآله هستند كه با تلاش شبانه روزى خود سعى در پاسدارى از دستاوردهاى رسول مكرم اسلامصلى الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام داشته و دارند. آنان كه پشت به دنيا كرده و خود را از لذتهاى آن دور نگاه داشتهاند وخالصانه و با جديت از حريم علوم آل محمدصلى الله عليه وآله دفاع كرده و در جهت ترويج آن تلاش نموده و مىنمايند و امروز نشر مذهب، مرهون تلاش آن بزرگوارانى است كه در طول عمر پربركت خود سعى كردهاند به هر نحو ممكن، ضمن نقل علوم آل محمدصلى الله عليه وآله و بيان آن، بر مسند فتوى بنشينند؛ حرام وحلال خدا را براىمردم بيان كنند و از هر چيزى كه موجب تقويت و انتشار مذهب بر حق تشيع است، دريغ ننمايند؛ از جان و مال خود مايه گذاشته و با اخلاص كامل، شمع وجود تشيع را با عنايت پروردگار متعال و اهل بيتعليهم السلام روشن نگاه داشته و همچون پروانه در حال پاسدارى از آن مىباشند. وجود عالمان و متفكرانى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، كلينى، شيخ طوسى، علاّمه حلى، محقق كركى، علامه مجلسى، صاحب جواهر، شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و دهها شخصيت ديگر... بدون شك عنايت الهى و اهل بيت عليهم السلام بوده، كه با حضور چنين علمايى در قرون مختلف ضمن تقويت مبانى تشيع، ادامه راه نشان داده شد. عالمانى امين و ناقلانى حكيم كه در عين صداقت و امانت، در حفظ و انتقال آنچه از معصومعليه السلام رسيده است، نهايت تلاش خود را براى موشكافى و تعمق در متون و معارف اهل بيتعليهم السلام، براى نيل به غايت واقعى احكام و مفاهيم صادره از اهل بيتعليهم السلام به كار بسته و صدها هزار صفحه كتاب و رساله در همين زمينه تأليف و به آيندگان هديه كردهاند. البته از اين نكته نبايد غافل بود كه در هر زمان و هر مكانى به فراخور حال، بوده و هستند اشخاص و عالمانى كه پيرو واقعى امامان معصومعليهم السلام بوده و خلف صادقى براى پيشينيان خويش به شمار مىروند و در قرن خود تحوّلى ايجاد نمودهاند. از جمله اين عالمان ژرف انديش و متفكران سترگ، كه تمامى عمر خود را براى اعتلاى معنوى مذهب جعفرى به كار بسته و دمى را از دست ندادهاند، عالم بزرگوار و مقدس راحل آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزىقدس سره بود، كه پس از سالها تحصيل، تدريس و اقامت در نجف اشرف، با كولهبارى مملو از علم و عمل راهى ايران شده و پس از آنكه سالها در قم رحل اقامت افكند، سفره فيض خود را براى طالبان وتشنگان معارف ناب محمدىصلى الله عليه وآله گسترده بود. خوشه چينى چند ساله آن مرحوم از محضر اساتيد نامى حوزه، مانند آيت اللَّه بروجردىرحمه الله، آيت اللَّه سيد عبدالهادى شيرازىرحمه الله، آيت اللَّه خويىرحمه الله، آيت اللَّه حجت كوه كمرهاى، آيت اللَّه زنوزى، آيت اللَّه خوانسارى و... و نيز جلب اعتماد ويژه استادان مبرز حوزه، از شاخصههايى است كه در كمتر كسى از عالمان معاصر ديده مىشود. اما در اين ميان، قرابت علمى آن مرحوم با مرحوم آيت اللَّه خويىرحمه الله، ابهت خاصى را به شيوه علمى و نگارش فقهى و اصولى آن مرحومقدس سره بخشيده است، به طورى كه همين ويژگى، در كنار دقت نظرهاى مخصوص به خود ايشان، پرجمعيت ترين درس فقه را، كه هر روزه در »مسجد اعظم« قم برگزار مىشد، نصيب ايشان كرده بود. ماحصل تلاش و كوشش شبانه روزى آن مرحومقدس سره )كه بنابر نقل نزديكانشان، بيش از نيمى از شبانه روز را به مطالعه و تحقيق اختصاص داده بودند( تربيت هزاران شاگرد فاضل و محقق و عالم، كه اغلب محققان نامى و فقهاى برجسته كشور به شمار مىروند و كرسى درس سطح عالى حوزه را به عهده دارند، موجب اين گرديده كه ساليان سال حوزههاى علميه، مديون زحمات شبانه روزى و ثمرات باقيه ايشان باشند. اما در اين ميان نكتهاى كه بسيار در غفلت مانده، حجب و حياى ذاتى آن مرحوم و نيز حساسيت ويژهاى است كه نسبت به دورى از شهرت و تبعات ناشى از آن داشتهاند. در عين اينكه از ميرزاقدس سره، به عنوان آخرين حلقه اتصال به فقهاى عظام شيعه و استوانههاى تأثيرگذار حوزه ياد مىشود، بارها مشاهده مىشد كه با طلاب و دانشجويان حتى جوان نورس، به مباحثه نشسته و هيچ گاه مرجعيت و مقام علمى و والاى ايشان، مانع از آن نمىشد كه تازه نفسها را رانده، و خود را فراتر از دنياى پر هياهو و جنجالى آنها بدانند. عشق به اهل بيتعليهم السلام و به خصوص بانوى دو عالم، حضرت فاطمه زهراعليها السلام كه بارها با راهپيمايىهاى پا برهنه خود در روز شهادت آن حضرت، عشق و ارادت خود را نسبت به ايشان نشان داده بودند، يكى از رموزى است كه بدون شك، تمامى زندگى پربار آن مرحومقدس سره متأثر از آن بوده و از آن نشأت گرفته بود. از ديگر ويژگىهاى آن مرحومقدس سره كه شاگردان و ارادتمندانش همگى بر آن متفق القول اند، عنايت خاص ايشان به محرومان و به خصوص افرادى بود كه در جامعه از آنها به عنوان بىكس و كار ياد مىشود. بارها در سيره مرحوم ميرزاقدس سره ديده شد كه پاى درد دلهاى پيرمردى كه سفره دل خود را در كمال سادگى و صداقت براى ايشان باز كرده بود، به آرامى گريسته، و هنگام گوش فرا دادن به مصيبتهاى مردم محروم، تاب و تحمل از كف داده و بى قرار مىشد. چه بسيارند فقرا و ايتامى كه بارها فقيه مقدس ميرزاقدس سره را با پاى پياده، هنگامى كه براى كمك به در خانه آنها مىرفت، مشاهده كرده بودند. چرا كه آن مرحومقدس سره بر اين اعتقاد بود كه براى سركشى به فقرا بايد به صورت حضورى و حتى الامكان با پاى پياده در خانههاى آنان حاضر شد تا مراتب فقر، و عمق دردهاى ناگفته و ناشنيده آنها ملموستر حس گردد. او در هنگام پياده روى و رفتن به حرم، اطراف را با دقت زير نظر داشت و اگر احساس مىكرد شخصى گرفتار است به سوى او مىرفت. شخصى به نام سيد على مىگويد: »من سخت در فشار بودم، اوّل غروب در مجلسى جهت توسل و برآورده شدن حاجتم شركت كردم. نزديك ساعت دو بامداد با اندوه فراوان وارد حرم شدم و زير درب ساعت حرم در گوشهاى نشستم، ناگهان مشاهده كردم كه مرحوم ميرزاقدس سره وارد حرم شد و تا نزديك حوض حياط حرم رفته و برگشتند. بدون آنكه صدايى از من بلند شود، ديدم مرحوم ميرزاقدس سره به طرف من آمدند و سؤال كردند: »فرزندم مشكلت چيست؟« و خلاصه به پاى درد دل من نشست و به حمد الله مشكلم حلّ شد. آرى! حال كه آن بزرگوار از ميان ما رخت بربسته است، به خوبى مىتوان جاى خالى ايشان را احساس كرد. او پدرى مهربان و رئوف بود و رحلت ايشان ثلمهاى بود غيرقابل جبران، »اِذا ماتَ العالِم ثَلُمَ فِى الاِسلامُ ثُلَمة لا يَسُدّها شَىء« چرا كه خسارت جبران ناپذيرى كه با فقدان ايشان حوزه هاى علمى و مراكز آموزشى را فرا خواهد گرفت، به مرور و روز به روز بيشتر از گذشته رخ نمايانده و احساس خواهد شد. به يقين آيندگان به مرور زمان شأن و منزلت او را درك مىكنند، زمانى كه او ديگر در ميان ما نيست. »وسلامٌ عَلَيْهِ يَومَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوُت وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً« سلام و درود خداوند بر او باد كه جز در راه رضاى حق گام برنداشته و به غير از رضاى او به چيز ديگرى نينديشيد. البته از اين نكته نبايد غافل بود كه در هر زمان و هر مكانى به فراخور حال، بوده و هستند اشخاص و عالمانى كه پيرو واقعى امامان معصومعليهم السلام و خلف صادقى براى پيشينيان خويش به شمار مىروند. مرحوم ميرزاقدس سره مصداق عينى و بارز قول امامعليه السلام: »مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاء صائِناً لِنَفْسِه حافظاً لِدِينه مُخالِفاً لِهَواهُ مُطِيعاً لِاَمْرِ مَوْلاه فَلِلْعَوام اَنْ يُقلدُوه« بودند، با نظر به وصيت نامه مرحوم ميرزاقدس سره مىتوان پى برد كه چگونه ايشان به دنبال طرح مسائلى بودند كه روح اسلام و دين به آن وابسته است و فراموش كردن هر يك از آن فرازها مصيبتى غير قابل جبران به دنبال دارد؛ وصيت نامهاى كه بسيارى، آن را همراه با اشك ديده و خون دل خواندند. وصيت نامه مرحوم ميرزاقدس سره بيانگر زندگى روشن و نورانى ايشان مىباشد اينكه چگونه در طول هشتاد سال عمر پربركتشان، لحظات زندگى خود را صرف نشر علوم آل محمدصلى الله عليه وآله نمودند و هيچ گاه مشاهده نشد كه ايشان لحظهاى را از دست بدهد، و سپس ايشان رهنمودى از خود ارائه دادند كه سند گوياى تشيع مىباشد و راهى است براى آيندگانى كه در جستجوى سعادت اخروى هستند. در تمام لحظات، مرحوم ميرزاقدس سره يا مشغول مطالعه، درس ويا تأليف بودند و تا آخرين لحظه عمر، مانند يك طلبه جوان كار مىكردند و همّ و غمّشان نشر علوم آل محمدصلى الله عليه وآله و تربيت طلاب بود؛ ايشان با تمام وجود از معتقدات شيعه دفاع كردند و اجازه نمىدادند كه كسى در مذهب و معتقدات شيعه شبههاى وارد كند. ايشان در قرن خود در رد شبهات تحولى ايجاد نمودند و در مقابل هر شبههاى ايستاده و جوابگو بودند كه نمونه بارز آن دفاع قهرمانانه ايشان از مظلوميت حضرت فاطمه زهراعليها السلام است. مرحوم ميرزاقدس سره با عملكرد خود طريقى را ترسيم كردند كه تا ابد در قلوب محبان و مخلصان اهل بيت عليهم السلام جاى گرفته و آثار آن در جامعه به وضوح مشاهده مىشود. ايشانقدس سره هنگامى كه احساس كردند بعضى افراد به دليل جهالت و وابستگى سعى دارند در مظلوميت حضرت فاطمه زهراعليها السلام شبهه وارد كنند، با هيئت عزا، با پاى برهنه، و بر سر وسينه زنان با عدهاى از مخلصين درگاه ولايت، خارج شدند و با تمام وجود از مظلوميت آن حضرتعليها السلام دفاع كردند؛ به طورى كه اين حركت سنت شد و همه ساله هيئت هاى مذهبى بر سر و سينه زنان جهت اظهار ارادت به آن صديقه شهيدهعليها السلام به صورت دستههاى عزا از محل و تكيه خود خارج مىشوند و نسبت به آن كريمه دو عالم ابراز ارادت مىكنند. ايشان علاوه بر تحول علمى در قرن خود و تربيت طلاب فاضل و متديّن، تحولى در سطح علمى حوزه ايجاد كردند و امروزه شاگردان آن فقيد از دست رفته، سكان دار هدايت جامعه، و استادان دروس سطح عالى حوزه مىباشند. با انتشار خبر حضور مرحوم ميرزاقدس سره در قم طلاب با گرد آمدن و شركت در محفل علمى ميرزاقدس سره استفاده ها مىكردند؛ دقت نظر، تسلط بالا، احاطه بر مبانى و شاگرد پرورى، از محسنات درس ايشان بود.مرحوم ميرزاقدس سره آثار پربركتى برجاى گذاشت و علاوه بر ايجاد تحوّل علمى، مواقف شجاعانه ايشان در دفاع از مسلّمات تشيع افتخارى ديگر است كه تا ابد برايشان ثبت است و اين موضع گيرىهاى شجاعانه موجب شد كه ايام فاطميه به عاشوراى ديگرى تبديل شود. مرحوم ميرزاقدس سره آنگونه زندگى كرد كه به واقع روز وفات ايشان يَومٌ عَلى آلِ الرَسُول عَظِيم بود و تمام مردم به خصوص طلاب فاضل و متديّن در حسرت فراق آن يار سوختند و بر سر و سينه زنان، پيكر مطهر آن عالم بزرگوار را تشييع كردند. هركدام از ابعاد وجودى مرحوم ميرزاقدس سره خود نياز به كتابى مستقل و مفصل دارد؛ زيرا فقيد راحلقدس سره آنگونه زندگى كرد كه لحظه به لحظه زندگى پرمعنا و ملكوتى ايشان قابل ثبت مىباشد، اميد است كه اين جزوه كه جهت نقل شمهاى از حيات معنوى آن فقيه مقدسقدس سره نگاشته شده، جهت استفاده و الگوگيرى بهخصوص براى طلاب جوان مقبول بيفتد و ذخيرهاى باشد براى يَومٌ لايَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُون إلّا مَنْ اَتى بِقَلْبٍ سَلِيمٍ مركز تحقيقات دار الصديقة الشهيدهعليها السلام قم المقدسه، رمضان سنه 1428
وصيت نامه فقيه مقدس آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزىقدس سره
باسمه تعالىاللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم واهلك اعدائهم حال كه پيكر اينجانب در قبر آرميده و يا بر دستان شماست، بر دستان شاگردان عزيزم كه سالها براى موفقيت آنان تلاش كردم و هيچگاه تعطيلى را احساس نكردم نصيحتى دارم، البته در طول حياتم سعى كردهام قبل از آنكه نصيحتى متوجه كسى كنم، خود بدان عمل كرده باشم. بر تمام مومنين است كه با دل و جان از مسلّمات مذهب حق دفاع كرده وهيچگاه اجازه ندهند بعضى افراد با القاى شبهه، عوام از مؤمنين را فريب دهند، به ويژه در مسائل شعائر حسينيهعليه السلام كه تشيع به واسطه آن زنده است. حفظ شعائر اهل بيتعليهم السلام حفظ مذهب بر حق تشيع است، در آن كوتاهى نكنيد كه مسئول هستيد. به طلاب عزيز نصيحت مىكنم كه با جديت و تلاش تقواى الهى را پيشه خود كنند و در امر تحصيل تلاش كنند و همواره رضاى خدا را مدّ نظر داشته باشند. اينجانب در طول دوران عمرم، طلبهاى بيش نبودم و مانند يك طلبه جوان شب و روز در امر تحصيل تلاش مىكردم تا بتوانم خدمتى ناچيز داشته باشم و اثرى از خود بر جاى بگذارم تا طلاب عزيز از آن استفاده كنند. عزيزانم! سكان هدايت مردم به دست شماست، كارى نكنيد كه دل امام زمانعليه السلام به درد آيد. او به اذن خدا ناظر بر اعمال ماست و در همين جا از پيشگاه مباركشان مىخواهم كه اگر كوتاهى از طرف اينجانب سر زده، بر من ببخشند. عزيزانم! به دعاى خير شما نياز دارم، من چه در ميان شما باشم يا نباشم، به دنيا دل نبستهام كه در اداى وظيفه خود ترديد كرده باشم. هنگامى كه در ميان شما بودم، خود را يك خادم كوچك حساب مىكردم و اميدوارم اين خدمت ناچيز مورد رضايت اهل بيتعليهم السلام واقع شده باشد كه رضاى آنان رضاى خداست. حال كه در ميان شما نيستم به دعاى خير شما عزيزان محتاجم!! در پايان بر حفظ شعائر تأكيد مىكنم و ضمن طلب دعاى خير، شما عزيزان را به خداى بزرگ مىسپارم. وَالسَّلامُ عَلَيْكُم جَمِيعاً وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُه.
آخرين توصيههاى فقيه مقدس، آيت اللَّه العظمى ميرزا جواد تبريزىقدس سره در بستر بيمارى چند روز قبل از رحلت، در ايّام شهادت رئيس مذهب
حضرت امام صادقعليه السلامجواد تبريزى قم المقدسه شوال سنه 1427
سند تبديل فاطميه به عاشوراى ديگر
با اقدام شجاعانه و به موقع ميرزاى تبريزى بزرگقدس سره، فاطميه به عاشوراى ديگر تبديل شد.در نيمه دهه اول قرن پانزدهم هجرى؛ يعنى در روز سوم جمادى الثاني سال 1414 ه . ق، برابر با سال 1374 ه . ش، ايام فاطميه به همت فقيه مقدس ميرزاى تبريزىقدس سره به عاشوراى ديگر تبديل شد. ايشان با مشاهده تشكيكات در خصوص واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراعليها السلام مجلس عزادارى روز شهادت حضرت را با پاى برهنه و بر سر و سينه زنان برگزار كردند و در تاريخ تشيع اولين مرجعى بودند كه با اقدام به اين كار ضمن تحول در مراسم فاطميه، آن را به عاشوراى ديگر تبديل كردند و اين افتخار تا ابد در پرونده ايشان باقى ماند. و بعد از ايشان مراجع عظام ديگر، هيئات و مؤسسات مذهبى اين سنت را ادامه دادند و سالهاى بعد با الگوگيرى از آن مرجع فاطمى آن سنت حسنه ادامه يافت و امروز برگزارى فاطميه و عظمت آن، مرهون تلاش و مواقف شجاعانه آن فقيد راحل مىباشد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. »انما يخشى اللَّه من عباده العلماء«
زندگى نامه فقيه مقدس راحل
آيت اللَّه العظمى
ميرزا جواد تبريزىقدس سره |