اخلاص و محبت به مقام شامخ اهل بيت‏عليهم السلام

ميرزاى تبريزى‏قدس سره و ادب در مقابل مقام شامخ اهل بيت عليهم السلام
يكى از مواردى كه در فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره به خصوص در هنگام درس بسيار محسوس بود، اين بود كه وقتى به نام مبارك ائمه عليهم السلام مى‏رسيدند، اخلاص و محبت فوق العاده‏اى به مقام شامخ اهل بيت عليهم السلام ابراز مى‏كردند. در هر مجلسى كه ذكر اهل بيت عليهم السلام به ميان مى‏آمد، چشمانشان پر از اشك مى‏شد و با اخلاص عرض ادب مى‏كردند. اگر كسى در محضر ايشان مى‏گفت، »امام على عليه السلام«، ناراحت مى‏شدند و مى‏گفتند: »مثل سنى‏ها صحبت نكنيد! بگوييد: اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام.«
در هنگام درس وقتى به روايتى مى‏رسيدند كه ذكرى از اهل بيت عليهم السلام مى‏شد، صدا در گلوى مباركشان قطع مى‏گرديد، بغض مى‏كردند و اشك در چشمانشان حلقه مى‏زد، به طورى كه شاگردان مرحوم ميرزا قدس سره تحت تأثير قرار مى‏گرفتند و اگر روايت شمه‏اى از مظلوميت اهل بيت عليهم السلام را در بر داشت، مرحوم ميرزا قدس سره تحمل نكرده و اشك مى‏ريختند، و گاهى طلاب را نصيحت مى‏كردند و طريقه عرض ادب را عملاً به فضلا و طلاب ياد مى‏دادند و اين برخورد آن قدر جذاب بود كه تأثير عملى بر شاگردان مى‏گذاشت. ايشان دوست داشتند طلاب در مقابل نام اهل بيت‏عليهم السلام با تواضع و فروتنى كامل، بهترين الفاظ و القاب را به كار ببرند و با عرض ادب و اخلاص، ارادت خود را به آن خاندان ابراز دارند و در مقابل آن بزرگواران خود را هيچ حساب نكنند و درصدد آن باشند كه همواره از مقام شامخ اهل بيت‏عليهم السلام دفاع كنند و به مردم ياد دهند كه شأن و منزلت اهل بيت‏عليهم السلام به حدى است كه رضاى خدا تحقق نمى‏يابد مگر به رضايت آنان و همواره دعا مى‏كردند كه اهل بيت‏عليهم السلام تفضل كرده و عنايتى نمايند.
امان از آتش جهنم
مى‏خواهم به واسطه حمل فقه آل محمد صلى الله عليه وآله و احاديث اهل بيت عليهم السلام، دست هايم از آتش جهنم در امان باشد فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره معمولاً جهت درس، »وسائل الشيعه«، مرحوم شيخ حر عاملى قدس سره و كتاب »عروة الوثقى«، مرحوم سيد يزدى قدس سره را با خود حمل مى‏كردند.
فاضل محترم حجت الاسلام شيخ غلامحسين فشاركى مى‏گويد: صبح، قبل از درس مرحوم ميرزاقدس سره به دفتر آمدم، مرحوم ميرزاقدس سره هنوز به جلسه درس تشريف نبرده بودند. با ايشان جهت رفتن به درس همراه شدم، وقتى مى‏خواستند درب اتاق خود را ببندند، مشاهده كردم كه در دست مرحوم ميرزا كتاب است و به سختى مى‏توانند قفل درب اتاق را ببندند. كتاب ها را از دست مرحوم ميرزا قدس سره گرفتم و آقا درب را به آهستگى بستند، بعد مرحوم ميرزا قدس سره به من فرمودند: »كتاب‏ها را به من برگردانيد!« گفتم: »آقا! دست من باشد، سنگين است« مسجد اعظم به شما تحويل خواهم داد.« ناگهان ديدم مرحوم ميرزاقدس سره فرمود: »كتاب‏ها را بدهيد. اين دو كتاب، يكى فقه آل محمد صلى الله عليه وآله و ديگرى احاديث اهل بيت عليهم السلام است. مى‏خواهم آنها را با دست‏هاى خود حمل كنم كه دست‏هايم از آتش جهنم در امان باشند«. آن گاه شروع كردند به اشك ريختن و اين حرف آقا سخت در من اثر گذاشت و هميشه اين جمله مرحوم ميرزاقدس سره را تكرار مى‏كنم كه فرمود، يكى فقه آل محمدصلى الله عليه وآله و ديگرى احاديث اهل بيت‏عليهم السلام است.
احاديث اهل بيت‏عليهم السلام و علوم آل محمدصلى الله عليه وآله
ميرزاى تبريزى‏قدس سره و احترام فراوان به كتب روايى و فقهى فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره در جا به جايى كتاب‏ها و كتابى كه زير دستى خود قرار مى‏دادند، بسيار دقت مى‏كردند و گاهى مى‏شد كه براى برداشتن كتاب جهت زير دستى، چندين كتاب را بر مى‏داشتند و دوباره بر زمين مى‏گذاشتند تا يكى از آنها را انتخاب كنند. به كتب روايى و فقهى احترام بسيار خاصى مى‏گذاشتند و آنها را با احترام ويژه‏اى جابه جا مى‏كردند. ايشان هميشه مى‏گفتند: »اينها احاديث شريف اهل بيت عليهم السلام و علوم و معارف اهل بيت عليهم السلام هستند، در حمل و جابه جايى آن دقت شود«.
هيچ گاه مشاهده نشد مرحوم ميرزا قدس سره كتابى را بدون رساندن به سطح زمين بر روى زمين بگذارد. آن قدر خم مى‏شدند تا كتاب بر روى زمين يا روى ميز قرار گيرد و اين حركت ميرزاقدس سره درسى بود براى اشخاصى كه به محضر ايشان مى‏رسيدند. فرزند ايشان مى‏گويد: من هيچ‏گاه نديدم مرحوم والد قدس سره پاى خود را در هنگام مطالعه دراز كند و هميشه چهارزانو مى‏نشستند و در حالى كه كتب دور و برشان را احاطه كرده بود مشغول مطالعه مى‏شدند. و در هنگام درس، خودشان كتب روايى و فقهى را حمل مى‏كردند و مى‏فرمودند: »حمل اين كتب امان دست‏هايم از آتش جهنم است؛ زيرا اينها همه معارف اهل بيت عليهم السلام و فقه آل محمدصلى الله عليه وآله هستند.«
شيوه تدريس ميرزاى تبريزى‏قدس سره و شيوه تدريس ايشان اگر احساس مى‏كردند شاگردى مستعد است برايش وقت مى‏گذاشتند و به اشكالاتش گوش فرا داده و پدرانه پاسخگو بودند و به بركت شيوه و عنايت استاد به شاگرد، امروز افتخار سكان دارى حوزه به دست شاگردان آن فقيد راحل است.
مرحوم ميرزاقدس سره روش درسشان مجتهدپرور بود و هركس در درس ايشان حاضر مى‏شد طى يك سال درس، مطالب فراوانى كسب مى‏كرد و موفق مى‏شد با دست پر، محفل درس را ترك كند. طريقه درس مرحوم ميرزاقدس سره به نحوى بود كه شاگرد را مجبور به تلاش مى‏كرد. اهميت به شاگرد از مميزات درس ايشان بود.
حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين شوپايى مى‏گويد:
از امتيازات فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره در جهت علمى، طريقه تدريس ايشان بود. بناى ايشان در درس بر اين بود كه به مطالب اصلى و اساسى بحث، اهتمام داده شود؛ يعنى نكات مهم و كليدى بحث عنوان شده و تعميق لازم در آن صورت بگيرد و نكات فرعى و جانبى به فهم شاگرد و تلاش او سپرده شود. از اين رو درس‏هاى استاد چه در فقه و چه در اصول بين دو جهت تعميق و اختصار را جمع كرده بود. از يك طرف از تفصيل و اطناب خالى بود و از طرف ديگر عميق بود؛ زيرا مطالب اصلى و كليدى را به شاگرد تلقين مى‏كرد و با تسلطى كه خود ايشان در مباحث داشتند، مطالب ارائه شده در درس از قوت و استحكام بالايى برخوردار بود. مرحوم ميرزا قدس سره اساساً معتقد بودند كه براى اينكه شاگرد در درس پرورش پيدا كند وقوه استنباط و اجتهاد او شكوفا شود، بايد نقاط حساس و اساسى مطلب در درس مطرح شود و ذهن شاگرد به مطالب اصلى معطوف گرديده و در حل آنها به كار گرفته شود كه اگر مطالب اصلى، مهم و كليدى بحث حل شود، بقيه مطالب خود به خود روشن شده و بر آنها مترتب خواهد گشت؛ از اين رو در مقام تدريس هر چند بخشى از اقوال و آراى مختلف در مسئله را معترض مى‏شدند، اما سعيشان بر اين بود كه به اختصار و اجمال از آن عبور كرده و بسط و تفصيل ندهند و تمام آراء، وجوه و انحاء متعدد آن را مطرح نكنند، به جهت اينكه ذكر وجوه و اقوال متعدد با تفصيل و بسط كامل، هر چند شاگرد را با اين اقوال و مستندات آن آشنا مى‏كند و از نظر كمّى اطلاعات او را بيشتر مى‏نمايد، اما القاء همه اينها در مقام تدريس، باعث مى‏شود تا ذهن شاگرد با توجه به اين اقوال، به كار گرفته شده و او خسته شود و بنابراين از تحليل و موشكافى كامل مطلب در نقاط حساس و اساسى باز بماند. اين در حالى است كه اگر با طرح بخشى از اقوال مهم و وجوه آن، نقاط اساسى و كليدى بحث به شاگردنشان داده شده و ذهن شاگرد در حل آن به كار گرفته شود، قوه استنباط او پرورش پيدا كرده و شكوفا مى‏گردد و بر حل مطلب قدرت پيدا مى‏كند. وقتى شاگرد مطلب را به خوبى حل كرده و با دست يافتن بر كليد مسئله، قدرت نقض و گشودن گره‏ها را پيدا كرد، خود مى‏تواند بقيه اقوال و وجوه را بررسى كرده و از عهده جواب مناسب براى آن برآيد و اين خصوصيت ويژه‏اى بود كه در درس مرحوم ميرزا قدس سره وجود داشت.
از طرفى ديگر ارتباط مسائل فقهى با همديگر و تأثير ادلّه وارده در ابواب مختلف، در كشف حكم شرع در ابواب ديگر، اقتضاء مى‏كند كه فقيه در استنباط حكم هر باب، از مدارك و منابع مربوط به ابواب ديگر نيز مطلع باشد و اين جز با احاطه بر كل فقه و زواياى مختلف ابواب حاصل نمى‏گردد و از اين رو، احاطه گسترده‏تر بر ابواب فقه در توانمندى و استحكام استنباط حكم در هر باب تأثير بسزايى دارد. از امتيازات مرحوم ميرزا قدس سره اين بود كه بر كل ابواب فقه احاطه داشت و در بررسى مسائل و استنباط احكام از ادله و منابع وارده در ابواب ديگر غافل نبود و در مواقع متعدد به اين ارتباط اشاره مى‏فرمود و شاگردان را از آن مطلع مى‏ساخت. در اصول نيز اين جهت اهميت دارد و ارتباط مسائل با همديگر از نكات قابل توجه مى‏باشد. رعايت اين مسئله و نيز تطبيق مسائل اصول بر فروع فقهى و كاربردى كردن آن، از امتيازات و ويژگى هاى درس اصول استاد بود و شاگرد در اين درس، جايگاه استفاده از اين قواعد و تطبيق آن بر فروع را در قالب نمونه‏هاى متعدد، تمرين و ممارست مى‏كرد.
منابع درسى مرحوم ميرزاقدس سره از جهت طرح اقوال و آراى مهم در مسائل مورد بحث مرحوم ميرزا قدس سره در ابواب عبادات نوعاً كتاب هايى مانند: »مدارك«، »حدائق«، »جواهر«، »مصباح الفقيه«، »مستمسك« و »مستند« )تقريرات درس مرحوم سيد خويى‏رحمه الله( را مورد توجه قرار مى‏دادند و با نظارت به كلمات اين بزرگان، مطالب را مطرح نموده، بررسى و تحقيق مى‏كردند. البته به »تعليقه« مرحوم بروجردى‏رحمه الله و به »عروه« نيز توجه خاصى داشتند و در موارد متعدد به حواشى ايشان اشاره مى‏كردند. در غير عبادات نيز بخشى از اين كتاب ها )در صورت موجود بودن( مورد استفاده قرار مى‏گرفت و بعضى ديگر را از منابع ديگر جايگزين مى‏كردند. به طور مثال در بحث مكاسب محور كلام، بحث و مطالب مرحوم شيخ انصارى‏رحمه الله در مكاسب بود و به تناسب، حواشى اعلام بر مكاسب، مورد طرح و نقض قرار مى‏گرفت.
در اصول، غير از »كفاية الأصول« ]كه محور تدريس بود؛ يعنى مطالب مطرح شده در اصول به ترتيب »كفاية« پيش مى‏رفت، ابتدا نظرات مرحوم آخوندقدس سره به خوبى تبيين مى‏شد و آن گاه اقوال ديگر مطرح شده و مورد نقض و ابرام قرار مى‏گرفت[ نوعاً مطالب محقق نائينى‏قدس سره و مرحوم سيد خويى قدس سره و در بعضى از موارد، نظرات محقق عراقى قدس سره و محقق اصفهانى قدس سره نيز طرح ونقد مى‏شد و همچنين نظرات اعلام ديگر چنانچه بحث اقتضاء مى‏كرد، بررسى مى‏گرديد.
شاگرد پرورى مرحوم ميرزاقدس سره:
همچنان كه در قسمت شيوه تدريس گذشت، فقيه مقدس ميرزا جواد تبريزى قدس سره در طرح مسائل در درس شيوه خاصى داشت كه بر اساس آن، بين تعميق و اختصار جمع‏بندى مى‏شد. به كارگيرى اين شيوه در مقام تدريس، داشتن روحيه تواضع، ميدان دادن به شاگرد جهت طرح اشكال و رفع ابهاماتى كه براى او حاصل مى‏شود، برخورد پدرانه و با محبت در تفهيم مطالب به شاگردان، اهتمام به مورد سؤال و جواب قرار گرفتن مطالب، اعتقاد به اينكه بسيارى از مطالب علمى در سايه همين سؤال و جواب‏ها و ردّ و بدل شدن مطالب براى شاگرد روشن مى‏شود، تعيين وقت خاص جهت اين امر ]كه اين مورد از ابتداى ورود مرحوم استاد قدس سره به قم و شروع به تدريس، هر روز بعداز ساعت 10 صبح تا ظهر به عنوان يك برنامه ثابت و مستمر در منزل ايشان انجام مى‏شد [و مجموعه اين امور ويژگى ممتازى بود كه درس ايشان را جولانگاه تحقيق، تعميق و پرورش محقق و مجتهد قرار داد و در اين بستر مناسب فضلا و محققين بسيارى پرورش يافته‏اند كه با استفاده از اين اندوخته ارزشمند و ميراث گرانقدر، خود به تدريس علوم آل محمد صلى الله عليه وآله اشتغال دارند و طلاب بسيارى را از سرمايه علمى خود بهره‏مند مى‏سازند. و بدين سان چراغ پر فروغى كه حضرت استاد قدس سره برافروخت، همچنان در حوزه‏هاى علميه شيعه در سراسر كشور، و به خصوص در حوزه علميه قم درخشش و نور افشانى دارد،
»رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْه رَحْمَةً واسِعَةً وَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ النَّبِّي الْمُصْطَفى وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ الْاَطْيَبِينَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِم اَجْمَعِينَ وَالْحَمْدُللّه رَبّ الْعالَمِينَ.«