| روش تدريس |
|
ميرزاى تبريزىقدس سره و روش تدريس
حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين وحيدپور مىگويد:
سعادت الهى نصيب اين بنده حقير گرديد كه ساليان دراز در محضر نورانى فقه سترگ و استادى عظيم و عزيز باشم. مرحوم آيت اللَّه ميرزا جواد تبريزىقدس سره كه درسش خالى از انطناب و زوائد بود و همه دقايق مجلس استادصلى الله عليه وآله همراه با مطلبى و نكتهاى عميق و مهم بود.چه خوب است كه روشهاى خاص بزرگان در علم و عمل، در اختيار طلاب و فضلاء قرار گيرد تا از آن بهره كافى بگيرند و به نسلهاى آينده نيز انتقال دهند. اينك چند نكته پيرامون روش تدريس استاد قدس سره:
نحن ابناء الدليل
بعضى از اساتيد مدتى طولانى از زمان تدريس درس خارج را، به نقل اقوال مىگذرانند و معتقد هستند تتبع اقوال تأثير بسزايى در به دست آوردن حكم آن موضوع دارد. اما ميرزاى تبريزىقدس سره اين روش را نمىپسنديد خصوصاً در درس خارج فقه، بررسى ادله را بر هر چيز ترجيح مىدادند و وقت شاگردان را به بيان اقوال نمىگذراند. اين حقير گاهى محضرشان عرض مىكردم كه بعضى مراجع و اساتيد تتبع مفصلى در اقوال و نظرات گذشتگان حتى از علماى اهل سنت دارند، شما چرا اين كار را نمىكنيد. مىفرمودند: نحن ابناء الدليل، ما كه مقلد آنها نيستيم آنها آنچه گفتهاند براى خودشان حجت است. بايد ديد ادله چه مىگويد:ادله براى ما حجت است در نهايت روش استاد نتايج زير را به دنبال داشت: الف: ايجاد روحيه پژوهش و تحقيق، ايشانقدس سره مقلد بار نمىآورد و وادار مىكردند شاگرد روحيه اجتهاد و نظر را مستقل از ديگران در خود به وجود آورد. ب: ايجاد جرئت در برابر نظرات ديگران، مرحوم ميرزاقدس سره ضمن احترام به بزرگان، شاگرد را پر جرئت بار مىآوردند و نمىخواست عظمت بزرگان مانع فكر محقق شود. پل ارتباطى ميان قم و نجف
در دورانى كه بسيارى از فضلاء آرزوى تحصيل در حوزه نجف اشرف را داشتند و به واسطه سلطه حزب بعث و بسته بودن راه عراق، نمىتوانستند به آن حوزه راه يابند تا از محضر اساتيد و بزرگان آنجا بهره ببرند. اين فقيه بزرگ سفره فقهى نجف را در حوزه قم گستراند و راه را بر مشتاقان حوزه نجف نزديك كرد و كسانى كه مىخواستند با سبك علمى حوزه نجف آشنا شوند بر سر درس مرحوم استادقدس سره با روش فقهى اصولى آنها خصوصاً با مبانى عميق استاد الفقهاء سيد خوئىرحمه الله آشنا مىشدند. اين سبك شامل اعتناء فراوان به اصول فقه و از طرفى توجه عميق به رجال حديث و نيز نظر به فقه الحديث روايات بود كه گاهى موجب فتوى به خلاف مشهور مىگرديد. گرچه در بيان رساله عمليه به صورت احتياط اعلام مىشد. تأثير و تأثر فقه و اصول
يكى از نقاط ضعف بعضى از دروس خارج اين است كه گاهى شاگرد تصور مىكند كه اصول كاربرد آن چنانى در فقه ندارد و چرا بايد اين همه اصول بخوانيم؟
يا در درس فقه نمىداند اين نظر فقهى چه مبنايى اصولى دارد.يكى از روش هايى استادقدس سره در تدريس اين بود كه در درس اصول آنچه را مىفرمود تطبيق بر مسائل فقهى مىكرد تا شاگرد ياد بگيرد كه چگونه اصول را بر فروغ تطبيق نمايد و چرا اصول مىخواند. و در ضمن مباحث اصولى ايشان متورم نبود و مطالب اساسى و مهم را مطرح مىكردند و همين امر موجب شد كه آخرين دوره اصول ايشان 6 سال طول كشيد و متقابلاً در درس فقه نيز در بسيارى از موارد استادقدس سره در بررسى مسئله فقهى به ذكر مبناى اصولى آن مىپرداخت تا ارتباط فقه و اصول را در دل و جان شاگردان خود همراه با دقت لازم، جاى دهد. والسلام على يوم ولد يوم مات و يوم يبعث حيا. |